پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤١ - ١ حقيقت اسماءِ حسنى چيست؟
قدّوس) و يا حاكى از افعال او است كه فيض وجود را از جهات مختلف منعكس مىكند (مانند رحمان و رحيم و خالق مدبّر و رازق).
تعبير آيات فوق كه دليل بر حصر است نشان مىدهد كه اسماءِ حسنى مخصوص خداوند است، اين به خاطر آن است كه اسماءِ او حاكى از كمالات او است، و مىدانيم واجب الوجود عين كمال و كمال مطلق است، بنابراين كمال حقيقى از آن او است و غير او هرچه هست ممكن الوجود است و سر تا پا نياز و فقر!
در اينجا اين سؤال پيش مىآيد كه در روايات- همانگونه كه در بحث آينده اشاره خواهد شد- عدد معينى براى اسماءِ حسنى ذكر شده، اين نشان مىدهد كه اسماءِ حسنى توصيفى براى همه نامهاى خداوند نيست، بلكه تنها به قسمتى از اين نامهها اشاره مىكند.
در پاسخ اين سؤال مىتوان گفت: ذكر تعداد معينى از صفات و اسماءِ ممكن است به خاطر اهميّت آنها باشد، نه دليل بر انحصار، اضافه بر اين در بحثهاى آينده نيز خواهد آمد كه بسيارى از اسماءِ الهى شكل شاخههاى اصلى را دارند، و بقيّه از آنها منشعب مىشود، مثلًا «رازق» (روز بخش) شاخهاى از صفت «رب» (مالك و مدبر) است، همچنين اوصافى مانند «محيى» (زنده كننده) «مميت» (ميراننده) نيز همينگونه است.
بسيار بعيد است كه اسماءِ حسنى داراى مفهوم خاصى در شرع (به اصطلاح حقيقة شرعيه) باشد، بلكه همان معناى لغوى (نامهاى نيكو) را بيان مىكند كه