پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٠٠ - او برتر از مكان و زمان است
مباحث توحيد دانستيم او هيچ شبيه و مانندى ندارد.
از سوى ديگر: مكان بدون محدوديّت تصوّر نمىشود، چرا كه بايد دو جسم جداى از هم در نظر گرفته شوند، تا مفهوم مكان از مقايسه آنها با يكديگر روشن شود، و لذا اين گروه از فلاسفه مىگويند: مجموع جهان مكان ندارد، چرا كه چيزى بيرون آن نيست كه با آن مقايسه شود، تنها اجزاى جهان است كه داراى مكان مىباشد (دقّت كنيد)
از سوى سوم اگر خداوند، داراى مكان باشد، طبعاً داراى اعضاء و اجزايى خواهد بود، چرا كه ذرّات جسم در مقايسه با يكديگر داراى مكانهاى مختلفى هستند، مثلًا يكى در بالا، و ديگرى در پايين، يكى در طرف راست و ديگرى در طرف چپ قرار دارد، و اگر خدا را مركّب از اجزاء بدانيم، مسأله نياز او به اين اجزاء مطرح مىشود كه با واجب الوجود بودنش سازگار نيست.
در مورد زمان نيز همين بحث جارى است آنها كه معتقداند زمان ظرفى است كه قبلًا آفريده شده، و اشياء مادى بعد از آفرينش در آن قرار مىگيرند، و به آن نيازمندند، و به تعبير ديگر زمان يك حقيقت سيّال و مستقل است كه قبل از همه اشياء مادى خلق شده و بعد از فناى آنها نيز مىتواند موجود باشد، در اين صورت عدم وجود زمان براى خدا بسيار روشن است، چرا كه لازمه آن نياز به چيزى است، و او از همگان بىنياز است.
و اگر آن را طبق نظريه فلاسفه اخير زائيده حركت اشياء جهان و يا حركت جوهرى اشياء بدانيم، آن نيز براى خداوند غير ممكن است، زيرا او وجودى