پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٥١ - اى موسى عليه السلام خدا را به ما نشان ده!
كوه طور برد تا جواب تقاضاى خود را بگيرند، و در آنجا حادثه عجيبى رويداد كه همه حقايق مربوط به اين مطلب در آن جمع بود.
مىفرمايد: «و هنگامى كه موسى به ميعادگاه ما آمد، و پروردگارش با او سخن گفت، عرض كرد: پروردگارا! خودت را به من نشان ده، تا تو را ببينم»: وَلَمّا جاءَ مُوْسى لِمِيْقاتِنا وَ كَلَّمَهُ رَبُّهُ قالَ رَبِّ ارِنِى انْظُر الَيْكَ
در اينجا اين پاسخ واضح و روشن را از پروردگارش شنيد كه: «گفت: هرگز مرا نخواهى ديد. ولى به كوه بنگر، اگر (تاب بياورد كه) در جاى خود ثابت بماند، مرا خواهى ديد»: قالَ لَنْ تَرانِى وَلكِنِ انْظُر الَى الْجَبَلِ فَانِ اسْتَقَرَّ مَكانَهُ فَسَوْفَ تَرانى.
موسى عليه السلام و هفتاد نفر از نمايندگان بنىاسرائيل كه همراه او بودند چشمهاى خود را به كوه دوختند و به آن خيره شدند، ناگهان خداوند جلوهاى بر كوه كرد «امّا هنگامى كه پروردگارش بر كوه تجلى نمود، آن را همسان خاك قرار داد»:
فَلَمّا تَجَلَّى رَبُّهُ لِلْجَبَلِ جَعَلَهُ دَكّاً.
«و موسى مدهوش به زمين افتاد»: و خَرَّ مُوسى صَعِفاً
نمايندگان بنىاسرائيل نيز همه بر خاك افتادند.
«چون به هوش آمد، عرض كرد: خداوندا. منزّهى تو (از اين كه با چشم تو را ببينم)! من به سوى تو بازگشتم. و من نخستين مؤمنانم»: فَلمّا افاقَ قالَ سُبْحانَكَ تُبْتُ الَيْكَ وَ انَا اوَّلُ الْمُؤْمِنيْنَ.
در اينجا به چند سؤال براى تكميل تفسير آيه بايد پاسخ داده شود: