پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٤٦ - اين چشم ناب تماشاى جمال او ندارد
٢. «و هنگامى كه موسى به ميعادگاه ما آمد، و پروردگارش با او سخن گفت، عرض كرد:
پروردگارا! خودت را به من نشان ده، تا تو را ببينم. گفت: هرگز مرا نخواهى ديد. ولى به كوه بنگر، اگر (تاب بياورد كه) در جاى خود ثابت بماند، مرا خواهى ديد. امّا هنگامى كه پروردگارش بر كوه تجلى نمود، آن را همسان خاك قرار داد؛ و موسى مدهوش به زمين افتاد. پون به هوش آمد، عرض كرد: خداوندا. منزّهى تو (از اين كه با چشم تو را ببينم)! من به سوى تو بازگشتم. و من نخستين مؤمنانم».
٣. «اهل كتاب از تو مى خواهند كتابى از آسمان (يكجا) بر آنها نازل كنى؛ (در حالى كه اين يك بهانه است؛) آنها از موسى، بزرگتر از اين را خواستند، و گفتند: خدا را آشكارا به ما نشان ده! و بخاطر ظلم و ستمشان، صاعقه آنها را فرا گرفت. سپس گوساله (سامرى) را، پس از آن همه دلايل روشن كه براى آنها آمد، (به خدايى) انتخاب كردند. ولى ما از آن در گذشتيم (و عفو كرديم) و به موسى، برهان آشكارى داديم».
٤. «و كسانى كه ايمان به لقاى ما (و روز رستاخيز)، ندارند گفتند: چرا فرشتگان بر ما نازل نشدند و يا پروردگارمان را با چشم نمى بينيم؟! آنها تكبّر ورزيدند و طغيان بزرگى كردند!».
تفسير و جمعبندى
اين چشم ناب تماشاى جمال او ندارد
نخستين آيه مورد بحث با صراحت مىگويد: «چشمها او را نمى بينند؛ ولى او همه چشمها را مى بيند»: لا تُدْرِكُهُ الأَبْصارُ وَ هُوَ يُدْرِكُ الْابْصار