پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٣٦ - همه تسبيح او مىگويند
للَّهِ مَا فِي السَّمَوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ الْمَلِكِ الْقُدُّوسِ الْعَزِيزِ الْحَكِيمِ
همگى با زبان حال و اسرار شگرف خود بيانگر عمل بىپايان و قدرت بىانتها و كمال مطلق او هستند، همگى فريادگر تقديس و تنزيه حق و پاك شمردن ذات او از هر عيب و نقصاند، چرا كه هركس با دقّت به اين موجودات بنگرد به خوبى از عظمت خالق و مدير و مدبر آنها آگاه مىشود.
جمعى از محققان نيز معتقداند كه موجودات مختلف جهان هستى با زبان قال نيز تسبيح او مىگويند، چرا كه هركدام براى خود سهمى از درك و شعور، و برنامهاى از تقديس پروردگار دارند، و چه مانعى دارد كه هر دو مطلب يعنى زبان حال و قال در بيان اين حقيقت هماهنگ گردد.
به اين ترتيب واژه تسبيح (يُسَبِّحُ) و تقديس (القدُّوس) در آيه مورد بحث هر دو اشاره زيبائى به تمام صفات سلبيه او مىكند، و آن را از امورى مىشمرد كه تمام عالم هستى در مورد آن هم صدا و هم آواز است.
استفاده از فعل مضارع (يسبّح) كه معمولًا براى استمرار است، دليل بر اين معناى است كه اين برنامه هميشگى و مستمر آنها است، از آغاز خلقت شروع شده و تا پايان ادامه دارد، و بايد هم چنين باشد، چرا كه وجود افعال دائماً بيانگر صفات فاعل است (دقّت كنيد).
جالب اينكه اين آيه نخستين آيه سوره جمعه است، و در واقع، مقدّمه چينى براى بيان فريضه عبادى سياسى نماز جمعه مىكند، چرا كه انسانها را متوجّه مىسازد كه مسأله عبادت و تقديس برنامه عمومى و مستمر همه ذرات جهان