پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٠٨ - ازليّت و ابديّت خداوند
و نيز در خطبه اشباح آمده است «الَاوَّلُ الَّذى لَمْ يَكُنْ لَه قَبْلُ فَيَكُونُ شَىء قَبْلَهُ وَ الآخِرُ الَّذى لَيْسَ لَهُ بَعْدُ فَيَكُونُ شَى بَعْدَهُ»: «او اولى است كه قبل ندارد تا چيزى قبل از آن باشد، و آخرى است كه بعد ندارد تا چيزى بعد از آن باشد» [١]
و در حديثى از پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله مىخوانيم: «اللّهُمَّ انْتَ الاوَّلُ فَلَيْسَ قَبْلَكَ شَىءٌ وَ انْتَ الآخِرُ فَلَيْسَ بَعْدَكَ شَىء»: «خداوندا! تو آغازگرى و پيش از تو چيزى نبوده، و تو آخرى و بعد از تو چيزى نيست» [٢]
بعضى از مفسّران گفتهاند اول و آخر تمام زمان را در بر مىگيرد و ظاهر و باطن تمام حقيقت مكان را شامل مىشود، بنابراين آيه فوق اشاره به حضور دائمى خداوند در هر زمان و هر مكان است. [٣]
ناگفته پيدا است تعبير به زمان و مانند آن در عبارات فوق از ناحيه ضيق بيان است وگرنه خداوند فوق زمان و مكان است.
در دومين آيه گرچه سخن از فناى ساكنان روى زمين است ولى در حقيقت منحصر به آنها نيست، مىفرمايد: «همه كسانى كه روى آن (زمين) هستند فانى مى شوند،- و تنها ذات صاحب جلال و گرامى پروردگارت باقى مى ماند»: كُلُّ مَنْ عَلَيْها فانٍ- وَ يَبْقى وَجْهُ رَبِّكَ ذوُالْجَلالِ وَ الأكْرامِ
درست است كه تعبير به «من عليها» (كسانى كه بر زمين هستند) اشاره به
[١]. نهجالبلاغه، خطبه ٩١.
[٢]. تفسير قرطبى، جلد ٩، صفحه ٦٤٠٦.
[٣]. تفسير فى ظلال، جلد ٧، صفحه ٧١٨.