پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٢٧ - ٢ سميع و بصير در نهجالبلاغه و روايات اسلامى
است وگرنه سميع و بصير بودن خداوند چيزى جز عالم بودن او به اصوات و منظرهها نمىتواند باشد. [١]
٢. سميع و بصير در نهجالبلاغه و روايات اسلامى
در روايات اسلامى، بحثهاى گسترده و وسيع و دقيقى روى اين اوصاف الهى شده است كه براى تكميل بحث به گوشهاى از آن اشاره مىكنيم.
١. در خطبهاى از اميرمؤمنان على عليه السلام چنين مىخوانيم: «كُلُّ سَميِعٍ غَيْرَهُ يَصَمُّ عَنْ لَطيفِ الأَصْواتِ، وُ يُصِمُّهُ كَبِيرُها، وَ يَذْهَبُ عَنْهُ ما بَعُدَ مِنْها، وَ كُلُّ بَصيرٍ غَيْرَهُ يَعْمَى عَنْ خَفِىِّ الأَلْوانِ وَ لَطيْفِ الْاجْسامِ»: «هر شنوندهاى غير از او، از درك صداهاى ضعيف، كر است؛ صداهاى قوى گوش او را كر مىكند، و آوازهاى دور را نمىشنود، و هر بينندهاى غير از او از ديدن رنگهاى مخفى و اجسام بسيار كوچك ناتوان است. [٢]
٢. در جاى ديگر مىفرمايد: «السَّميْعُ لا بِاداتٍ، وَ الْبَصيرُ لا بِتَفْرِيقِ آلَةٍ»: «او شنوا است ولى نه بهوسيله دستگاه شنوائى، و بينا است ولى نه با گشودن پلك چشمها»! [٣]
[١]. اشاعره معتقد بودند كه هفت صفت خداوند (علم و قدرت و اراده و سمع و بصر و حيات و تكلّم) قديم و زائد بر ذات او هستند؛ و بعضى آنها را به اضافه ذات حق، قدماى شمانيه (وجودات ازلى هشتگانه) مىناميدند و مىدانيم اين عقيدهاى است باطل و شرك آلود!
[٢]. نهجالبلاغه، خطبه ٦٥.
[٣]. نهجالبلاغه، خطبه ١٥٢.