با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٤٤ - گفت و گوى امام سجاد(ع) با يزيد
كه زينب كبرى (س) همه جا پشت سر او مىايستد. از جمله نقل شده است كه يزيد به زينب (س) گفت: با من سخن بگو! فرمود: سخنگو او- يعنى امام زين العابدين (ع)- است. [١]
آرى، عمهاش، زينب كبرى، نيز پس از او نقش اساسى دارد كه ذكر خواهيم كرد.
امام سجّاد (ع) با مشكلات چندى روبرو بود كه بايد بر آنها چيره شود:
١. طاغوتى به نام يزيد، زير پوشش خلافت اسلامى؛ ناچار بايد در حضور همگان رسوا و پرده از پستى واقعى او برداشته مىشد و نزد دوستان و دوستدارانش خرد مىگرديد.
٢. حكومتى خونين زير پوشش دينى؛ يزيد به آيههاى قرآن استشهاد مىكند و امام ناگزير بايد با آن مقابله كند و در پاسخ به آيههاى قرآنى تمسك بجويد و با تفسير واقعى آن را بيان كند.
٣. تبليغاتى گمراه كننده و جامعه مسموم؛ حسين (ع) را خارجى معرفى كرده بود! و بر امام بود كه با همه اينها با استوارى رو يا رو شود و پدرش، خودش و اهل بيتش را بشناساند؛ كه فرزندان رسول خدا (ص) هستند، و اين كار بارها انجام شد.
همه اين موارد نياز به موضعگيرى قهرمانانه، شجاعتى علوى و استوارى فاطمى داشت؛ كه در امام زين العابدين (ع) و زينب كبرى (س) نمايان بود.
به جاى خودش معلوم خواهد شد كه چه كسى پيروز شد؟!
^^^ ابن سعد گويد: سپس بار و بنه باقيمانده خاندان حسين (ع) را نزد يزيد بن معاويه آوردند.
آنان را درحالى كه با ريسمان بسته شده بودند بر وى وارد كردند. چون در مقابلش ايستادند، على بن الحسين (ع) به او فرمود: اى يزيد تو را به خدا سوگند، درباره رسول خدا (ص)، اگر ما را چنين بسته به ريسمان مىديد، چه گمان دارى؟ آيا دلش بر ما نمىسوخت؟ پس يزيد فرمان داد ريسمان را قطع كردند و آثار شكست در وى پديدار شد. [٢]
[١]. المناقب، ج ٤، ص ١٧٣.
[٢] . الطبقات الكبرى (ترجمه الامام الحسين (ع))، ٨٣؛ الرّد على المتعصب العنيد، ص ٤٩؛ تذكرة الخواص، ص ٢٦٢؛ عبرات المصطفين، ج ٢، ص ٢٨٨ (به نقل از مرآة الزمان، ص ١٠٠)؛ الكامل فى التاريخ، ج ٤، ص ٨٦؛ تاريخ دمشق، ج ١٩، ص ٤٩٣؛ مثير الاحزان، ص ٩٨؛ الملهوف، ص ٢١٣؛ جواهر المطالب، ج ٢، ص ٢٩٤؛ تسلية المجالس، ج ٢، ص ٣٨٤ (در اين كتاب آمده است: «... نخستين كسى كه نزد يزيد آمد شمر بود كه على بن الحسين (ع) را كه دستش به گردنش بسته بود ... به نزد وى آورد».