تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٨٥ - ويژگيهاى اخلاقى مهاجر
السلام- كرد و
«قالَ إِنِّي أُرِيدُ أَنْ أُنْكِحَكَ إِحْدَى ابْنَتَيَّ هاتَيْنِ- گفت كه: من مىخواهم كه يكى از اين دو دخترم را به همسرى تو درآورم،» و شرط آن را هشت سال خدمت كردن در خانه خودش قرار داد
«عَلى أَنْ تَأْجُرَنِي ثَمانِيَ حِجَجٍ- در مقابل آن كه هشت سال مزدور من باشى.» كه اين الزامى است، و براى دو سال ديگر او را مخير كرد كه اگر دلش خواست خدمت را انجام دهد.
«فَإِنْ أَتْمَمْتَ عَشْراً فَمِنْ عِنْدِكَ- پس اگر بخواهى خدمت را ده سال تمام كنى، به اختيار خودت است.» «وَ ما أُرِيدُ أَنْ أَشُقَّ عَلَيْكَ سَتَجِدُنِي إِنْ شاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّالِحِينَ- و من نمىخواهم كه بر تو سخت بگيرم، و اگر خدا بخواهد مرا از صالحان خواهى يافت.» [٢٨] پس موسى به او پاسخ داد
«قالَ ذلِكَ بَيْنِي وَ بَيْنَكَ أَيَّمَا الْأَجَلَيْنِ قَضَيْتُ فَلا عُدْوانَ عَلَيَّ وَ اللَّهُ عَلى ما نَقُولُ وَكِيلٌ- گفت: اين (پيمانى) ميان من و تو است كه هر يك دو مدت را به پايان برسانم، ستمى بر من نرسد، و خدا بر آنچه مىگوييم وكيل است.» موسى (ع) براى كار كردن در خانه شعيب (ع) باقى ماند، و خدا اين امر را اكرامى براى پيامبر خود شعيب در برابر تقوى و زهد او قرار داد.
/ ٣٠٣ رسول اللَّه (ص) گفت
«شعيب (ع) از دوستى خدا چندان گريست كه كور شد، پس خداوند بينايى را به چشمان او بازگرداند، و بار ديگر چندان گريست تا كور شد، و خدا بينايى را بار ديگر به چشمان او بازگرداند، پس چندان گريست تا كور شد و خدا بار ديگر او را بينا كرد، و چون به چهارمين بار رسيد، خدا به او چنين وحى فرستاد
اى شعيب! تا كى مىخواهى پيوسته چنين كنى؟ اگر گريه تو براى ترس از آتش است، من تو را از آن نجات دادم، و اگر براى رسيدن به بهشت است آن را بر تو روا