تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٦٧ - شرح آيات
الاهى را با ارزشهاى مادى دوران جاهليت درهم مىآميزد، و همين چيزى است كه به خلوص پرستش و انحصار داشتن آن به خدا و توحيد آسيب مىرساند.
بيشتر كسانى از هنگام آفرينش آدم تا اين دم گمراه شدند، به سبب شركشان چنين شدند، و مشركان عرب از آن روى به پرستش بتان مىپرداختند كه آنها را وسيلهاى براى نزديك شدن به خدا مىپنداشتند: «ما نَعْبُدُهُمْ إِلَّا لِيُقَرِّبُونا إِلَى اللَّهِ زُلْفى- ما آنها را نمىپرستيم مگر براى آن كه جايگاه ما را به خدا نزديك كنند». [٤٧]/ ٣٩٢ اين انديشه با انديشه پيش از آن تناسب دارد، و نيروهايى را مىپرستد كه مالك آنند، همچو ثروتمندان و حكام و مردم، در صورتى كه مىبايستى خداى مردم را بپرستد نه مردم و بزرگان يا ثروتمندان مردم را.
شرح آيات
[٨٤] عامل سازندگى بر عامل ويرانى در زندگى پيشى دارد.
«مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ خَيْرٌ مِنْها- هر كس كه حسنه (با خود به قيامت) بياورد، پاداشى بهتر از آن خواهد داشت.» در حديثى قدسى آمده است
«هنگامى كه خدا به ابليس هر اندازه قوت كه خواست بخشيد، آدم گفت: پروردگارا! ابليس را بر فرزندان من مسلط ساختى؟ و او را همچون خون در رگهاى آنان روان ساختى، و به او چيزى بخشيدى كه به من نبخشيدى، پس من و فرزندانم چه كنيم؟ و خدا گفت: يك كار بد و سيئه را از تو و فرزندانت يك به حساب مىآورم، و يك كار نيك و حسنه را ده برابر پاداش مىدهم، و آدم گفت
پروردگارا! بر آن بيفزا، و خدا گفت: راه توبه باز است حتى در آن زمان كه جان به حلقوم رسد، و آدم گفت: پروردگارا! بر آن بيفزا، و خدا گفت: مىآمرزم و
[٤٧] - الزمر/ ٢.