تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤١٥ - رهنمودهايى از آيات
جنسى داشتند و مردان به جاى همسرى با زنان براى رفع نيازمندى جنسى از مردان ديگر خواستار همخوابگى مىشدند، و آشكارا به كارهاى زشت و منكر و راهزنى مىپرداختند، اما قوم وى از او خواستار عذاب شدند و او از پروردگارش خواست و خدا او را نصرت داد ولى فرشتگان خبر رسيدن نزديك عذاب را به قوم لوط به آگاهى ابراهيم رسانيدند، و او با آنان در اين باره مجادله كرد كه در جايگاه عذاب لوط نيز زندگى مىكند، و او را از آن مطمئن ساختند كه خداوند او و كسانش را، جز همسرش، نجات خواهد بخشيد، و چنين شد و ديگران در آن شهر به هلاكت رسيدند.
چون سوره عنكبوت بر ضرورت اين امر تأكيد مىكند كه محور علاقه و ارتباط ميان انسانى با انسان ديگر مىبايستى ايمان باشد، و محورهاى بتپرستانه ديگر نابود شونده و مايه زيانند/ ٤٤١ و ما را تدريجا به سوى عذاب خدا مىكشند، ابراهيم (ع) را چنان مشاهده مىكنيم كه در اين جا به بيان فكر مهمى مىپردازد، و آن اين كه: توسل به بتان به منظور دوستى طرفينى ميان مشركان صورت پذير مىشود، و اين هدفى باطل است، چه مشركان را در روز قيامت چنان مشاهده مىكنيم كه نسبت به يكديگر كافر مىشوند.
انسان اجتماعى آفريده شده، و شايد نام انسان و ناس از همين فطرت استقرار يافته در او برخاسته باشد، و اما كلمه حضارت يا تمدن و مدنيّت اشاره به حضور انسان در كنار نظير خود دارد، و آن از خود فطرت به دور است، ولى اين تمايل اجتماعى راه خود را گم مىكند و همچون ديگر غريزههاى بشرى نيازمند توجيه و پاكسازى است، و به همان گونه كه اسلام غريزه جنسى را تهذيب مىكند و آن را با همسرى زن و مرد با يكديگر به راه راست هدايت مىكند، تمايل اجتماعى نيز چنين است، ولى به سبب منحرف شدن اين تمايل از مجارى تعيين شده آن، بشريت به بدبختيهاى هولناكى كشيده شده است.
چگونه چنين شده است؟
پيش از پاسخ دادن به اين پرسش، به توضيح دادن درباره دو حقيقت