تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٩٨ - شرح آيات
آتش افكندند، و چون خدا وى را از سوختن در آتش نجات داد او را به دور از سرزمين زادگاهش تبعيد كردند، و اين آزمايشها و بلاها دليل بر آن نيست كه خداوند انسان را دوست ندارد، بلكه قضيه كاملا بر عكس اين است، و فتنه و بلا كه وسيلهاى براى آزمايش و فتنه است، دليلى بر دوستى خدا نسبت به چشندگان فتنه و بالا رفتن درجه ايمان آنان در نزد او محسوب مىشود.
در خبر آمده است كه: امام حسين (ع) جدش رسول اللَّه (ص) را در خواب ديد و از جفا و آزار قومش به او شكايت كرد، پس رسول خدا (ص) به او گفت
«اى پسرم! تو را در نزد خدا درجهاى است/ ٤٢٤ پوشيده به نور خدا و به آن نخواهى رسيد جز از راه شهيد شدن»، [٩] در حديثى معروف چنين آمده است كه: «بلاى پيامبران از همه بيشتر است و سپس مؤمنان به او بنا بر اندازه ايمان: هر كه مؤمنتر بلايش بيشتر». [١٠]
شرح آيات
[١٠] «وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَقُولُ آمَنَّا بِاللَّهِ- و بعضى از مردم مىگويند كه
به خدا ايمان آورديم.» كه تنها ادعايى است و نه اعتقاد.
«فَإِذا أُوذِيَ فِي اللَّهِ جَعَلَ فِتْنَةَ النَّاسِ كَعَذابِ اللَّهِ- و چون در راه خدا آزار بيند، فتنه و آزمايش خدا را همچون عذاب او تصور مىكند.» آيا مىتوان فتنه را كه خدا با آن به آزمايش بندگان خود مىپردازد، با عذاب او مقايسه كرد؟! اين قياسى باطل است، و فتنه ساده محدود كه گاه مشتمل بر هدفى كريم است كجا و عذاب سخت دايمى كجا كه به معنى نقمت و انتقام خدا است و بر سر كسانى فرو مىريزد كه در فتنه خانه دنيا از امتحان مردود شدهاند، و
[٩] - مقتل ابو مخنف، ص ٢٤.
[١٠] - الكافى، ج ٢، ص ٢٥٦.