تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٣٦ - نام سوره
خداوند متعال سبب هلاك همه آنان شد.
و داستان فرستادگان با قصه قوم لوط به پايان مىرسد كه پيامبرشان آنان را از انحراف جنسى باز مىداشت، و چون خواستند او و كسانش را از شهر خود بيرون كنند خداوند باران بد و پليد و مايه هلاكتى بر ايشان باراند.
سوره در بخش اول (آيات ١- ٥٨) مثالهايى از نظام اجتماعى فاسدى مىآورد كه بايد از فساد پاك شود (به همان گونه كه بلقيس چنين كرد) و گرنه همين فساد سبب نابودى آن خواهد شد، و آن را با مثالى با شكوه از يك نظام الاهى در زمين مقايسه مىكند كه در داستان سليمان تجسم پيدا كرده است و بشريت بايد از آن آگاهى پيدا كند؛ و اما در بخش دوم، آيات سوره، پس از آن كه ما را به نشانهها و آيتهاى پروردگارمان در آفرينش آشنا كرد كه دلالت بر يگانگى خدا دارد، و شريكى براى خدا چه در اصل آفرينش و چه در تقدير و تدبير او مشاهده نمىشود، ما را به قرآن توجه مىدهد.
خدا آسمانها و زمين را آفريد، و نظامهاى زندگى آدمى را در آن به جريان انداخت، و او كسى است كه هر درمانده و بيچاره به او پناه مىبرد و او شرّ و بدى را از وى دور مىكند، و مردمان را در تاريكيهاى خشكى و دريا راهنما است، و بادها را همچون مژده دهندهاى از رحمت خود مىفرستد.
سپس يادآورى مىكند كه داننده غيب تنها او است، و مالك روز جزاست كه علم ديگران را به آن راهى نيست.
و سياق در يادآورى از آخرت پيش مىرود، و خدا به مردمان فرمان مىدهد كه در زمين به سير و سفر بپردازند تا از پايان كار مجرمان و گناهكاران آگاه شوند، و براى رسيدن به عذاب شتاب نورزند، چه ممكن است به ايشان نزديك باشد؛ و اما قرآن و خصوصيات آن بدين گونه مورد بحث قرار مىگيرد
اولا: محتوى بر دانش چيزهايى است كه بر مردمان پوشيده است.
/ ١٤٨ ثانيا: به گشودن اختلافاتى مىپردازد كه هنوز ميان پيروان كتابهاى گذشتگان وجود دارد.