تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٩٢ - شرح آيات
و تحرك را از آن الهام مىگيرد، و روزهاى كه با آن بر قوت خود مىافزايد، و رو كردن به سوى خدايى كه از آن عزم و اراده بهره او مىشود.
/ ٣١١ اگر جنبش مكتبى را از روحيّات (نماز و روزه و خواندن قرآن و ايمان به غيب و ... و ...) جدا كنيم، همچون هر حركت مادى ديگر ارزشى ندارد، و به انسانى مىماند كه عقل را از او گرفته باشند، يا جانورى كه روح از او سلب شده باشد. به صورت پاره گوشتى درمىآيد كه با گذشت زمان عفونت پيدا مىكند، پس جنبش مكتبى واجب است كه از خدا و به سوى خدا و به يارى خدا و در راه خدا باشد، و از خدا به سوى غير او، يا از غير او به سوى او صورت نمىگيرد.
در آن هنگام كه امتى از وحى تهى شود، به صورت بنى اسراييل در مىآيد كه جنبشى مكتبى بودند و به حركت مادّى محضى تغيير شكل دادند كه دولت كوچك اسراييل (فلسطين امروزى) از آن پديد آمد، و مسلمانان تا آن زمان كه پيوستگى به رسالت را حفظ كردند، پيش رفتند، و در آن هنگام كه رسالت را ترك گفتند، همه چيز از ايشان سلب شد.
شرح آيات
اذْهَبا إِلى فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغى [٣١] پروردگار ما سبحانه و تعالى پيامبر خود موسى را به دو آيت بزرگ مجهز كرد: اولى آنها عصايى بود كه چون آن را بر زمين مىافكند به صورت مارى حركت مىكرد، و دومى آن كه چون دستش را از زير بغلش بيرون مىآورد، بينندگان آن را سفيد و درخشان مىديدند
«وَ أَنْ أَلْقِ عَصاكَ فَلَمَّا رَآها تَهْتَزُّ كَأَنَّها جَانٌّ وَلَّى مُدْبِراً وَ لَمْ يُعَقِّبْ- و اين كه عصايت را بيفكن، و چون آن را ديد كه همچون مار جنبيد، پشت كرد و دور شد و به عقب باز نگشت.» بدان سبب كه موسى خاصيت بشرى را حفظ كرده بود، و بشر هم باقى ماند و از عواطف و مشاعرى كه ديگران داشتند او نيز برخوردار بود، و اين دليل بر آن