تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٤٩ - و نجعلهم الوارثين
در آينده
«عَدُوًّا- دشمنى باشد،» و عليه آنان قيام كند و رهبر معارضان باشد، و از آن نظر دشمن ايشان شد كه حامل ارزشهاى حق بود كه با روش باطل و منحرف ايشان سازگارى نداشت.
«وَ حَزَناً- و نيز مايه اندوه آنان شود.» سبب اضطراب و پريشانى شديد فرعونيان شود، و از آن تأسف خورند كه چرا در هنگام گرفتن از آب او را نكشتند، و بدين گونه مشاهده مىكنيم كه كارها چنان كه خدا مىخواسته است پيش مىرود، نه چنان كه فرعونيان خواستار آنند؛ آنان موسى را گرفتند تا براى ايشان پسرى بوده باشد، در صورتى كه خدا مىخواست او دشمن ايشان شود، و نيز خواستار آن بودند كه مايه سرور و شادمانى فرعون باشد كه شايد بى فرزندى سبب بيقرارى او شده بود، و خدا او را سرچشمه اندوه و مصدر ناراحتى آنان قرار داد.
براى اين اراده، در آن هنگام كه صفحات تاريخ را بر روى حقايق و رق مىزنيم، صورتهاى گوناگونى در اين جا و آنجا مشاهده مىكنيم.
«إِنَّ فِرْعَوْنَ وَ هامانَ وَ جُنُودَهُما كانُوا خاطِئِينَ- فرعون و هامان و سپاهيان ايشان بر خطا بودند.» ستمگرى خطايى است كه آثار آن تنها بر ناكامان تحميل نمىشود، بلكه به خود شخص ستمكار نيز مىرسد.
[٩] موسى را نزد فرعون حاضر آوردند، و چون دانست كه از بنى اسراييل است-/ ٢٦٦ از آن جهت كه آثار نژادى از چهره او آشكارا خوانده مىشد-، گفت: او را بگيريد و بكشيد.
«وَ قالَتِ امْرَأَتُ فِرْعَوْنَ قُرَّتُ عَيْنٍ لِي وَ لَكَ- زن فرعون (به شوهرش) گفت كه: اين نور چشمى براى من و تو است.» حق يك بار در مادر موسى (ع) تجسم پيدا كرد، و بارى ديگر در همسر فرعون (آسيه دختر مزاحم) كه به فرعون اصرار كرد كه از كشتن او صرف نظر كند و