تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٢٧ - اول، اقامه حجت
و نعمت الاهى به هدفهاى خود نرسيده بوده است.
«فَتِلْكَ مَساكِنُهُمْ لَمْ تُسْكَنْ مِنْ بَعْدِهِمْ إِلَّا قَلِيلًا وَ كُنَّا نَحْنُ الْوارِثِينَ- پس آنها خانههاى ايشان است كه جز اندكى از آنها پس از ايشان ساكنى پيدا نكرد، و ما وارث آنان بوديم.»/ ٣٤٩ چون آن خانهها شوم مىنمود، كمتر پس از ايشان ساكنى پيدا مىكرد، و ساكنان تازه هر چه زودتر آنجاها را ترك مىكردند، و شايد آيه اشارهاى به اين سنت الاهى داشته باشد كه: در سرزمينهاى ويران شده به عذاب اسبابهاى بقاى تمدن و شهرنشينى برجاى نمىماند، و نيز كمتر مشاهده مىشود كه ويرانههاى چنان شهرها و خانهها تجديد عمارت و حيات پيدا كند، و همين امر نشان مىدهد كه نتايج غرور ورزيدن به معيشت، به آينده دور نيز كشيده مىشود.
[٥٩] و سپس خداوند متعال، بر خلاف اين نظريه حتميت تاريخى كه دورانهاى تمدنى را وابسته به خود زمان مىداند، چنان بيان مىكند كه نخستين عامل در پيدايش دورانهاى تاريخى و تمدنى، پس از اراده خدا، اراده انسان است، پس اگر امتى كه در راه سالم پيش مىرود باقى بماند، اين پيشرفت و تطور پيوسته افزايش پيدا مىكند، و زمان را در آن تأثيرى نيست، و خدا تمدن قومى را برنمىاندازد و اسباب هلاك آن قوم را فراهم نمىآورد مگر پس از تحقق يافتن دو امر
اول، اقامه حجت
«وَ ما كانَ رَبُّكَ مُهْلِكَ الْقُرى حَتَّى يَبْعَثَ فِي أُمِّها رَسُولًا يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِنا- و پروردگارت هلاك كننده شهرها نيست مگر پس از آن كه براى مردم آنها فرستادهاى برانگيزد تا آيات او را براى آنان تلاوت كند.» در آيه ديگرى گفته است: «وَ ما كُنَّا مُعَذِّبِينَ حَتَّى نَبْعَثَ رَسُولًا- و ما قومى را عذاب نمىكنيم مگر آن كه براى آنان رسولى را برگزيده باشيم»، [٢١] و خداى عزّ و جلّ
[٢١] - بنى اسراييل/ ١٤.