تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٦ - گردآمدن جادوگران
نشانهها راه نيافت، بلكه با تمام نيرو به عناد خود باقى ماند.
«قالَ آمَنْتُمْ لَهُ قَبْلَ أَنْ آذَنَ لَكُمْ إِنَّهُ لَكَبِيرُكُمُ الَّذِي عَلَّمَكُمُ السِّحْرَ فَلَسَوْفَ تَعْلَمُونَ- گفت كه: پيش از آن كه من اجازهتان بدهم به او ايمان آورديد؟ هر آينه او بزرگ شما است كه به شما سحر آموخته و به زودى خواهيد دانست (كه چه خواهم كرد).» و به آنان عذاب دردناكى را وعيد داد، و چون در برابر وى هيچ حجتى براى مخالفت با رسالت بر جاى نمانده بود، گفت
«لَأُقَطِّعَنَّ أَيْدِيَكُمْ وَ أَرْجُلَكُمْ مِنْ خِلافٍ- دستها و پاهاى شما را از دو جهت مخالف خواهم بريد.» يعنى: دستى از جانب راست و پايى از جانب چپ، يا بر عكس آن.
«وَ لَأُصَلِّبَنَّكُمْ أَجْمَعِينَ- و همهتان را به دار خواهم آويخت.» [٥٠] عقاب شديد بود، ولى تقدير بر آن رفته بود كه اين جادوگران كه تا آن نزديكى از پشتيبانان نظام فرعونى بودند، آن عذاب را استقبال كنند تا هيچ كس در راستى ايمانشان دچار شك نشود و در نتيجه/ ٤٨ به راستى رسالت ترديد نكنند و حجت آن بر مردمان تمام شود.
«قالُوا لا ضَيْرَ إِنَّا إِلى رَبِّنا مُنْقَلِبُونَ- گفتند: باكى نيست، ما به نزد پروردگارمان باز مىگرديم.» آيا چگونه جادوگران به اين درجه بلند از ايمان به خدا و رسالتهاى وى در يك لحظه دست يافتند، و چگونه به حيات ديگرى به آن درجه يقين پيدا كردند كه خواستار شهادت شدند و آن را بازگشت به جانب خدا در نظر گرفتند؟! در آن هنگام كه پردههاى خود خواهى و بردگى هواى نفس و خضوع و خشوع نسبت به طاغوت فرو مىافتد، حقيقت به صورت مستقيم براى قلب آشكار مىشود، و علمى كه به دست مىآيد علمى شهودى و همراه با يقينى راست و درست است.
[٥١] سپس بدان سبب كه جادوگران مدّت درازى در زمين خدا آمد و شد