تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٦٥ - شرح آيات
خود بپردازد و بر اثر آن بميرد، من به سوى خدا از او ابراز بيزارى مىكنم». [١٢] شايد براى همين امر كه آدمى لازم است تا حدى متحمّل مرض باشد، و به مقاومت كردن در برابر آن به وسيله عواملى كه به مصونيت وى آسيب مىرساند نپردازد، در نصوص بر اين تأكيد شده است كه بيمارى براى مؤمن پاداش و ثواب محسوب مىشود.
در حديثى مأثور از عبد اللَّه بن مسعود آمده است كه گفت
روزى كه در نزد رسول اللَّه (صلّى اللَّه عليه و آله) بوديم، ناگهان تبسّمى كرد، و من گفتم: شما را چه رسيد يا رسول اللَّه؟ و او گفت
«از مؤمن و بيتابى او نسبت به بيمارى در شگفتم، و اگر مىدانست كه براى بيمارى چه اندازه پاداش وجود دارد، چنان دوست مىداشت كه پيوسته تا هنگام ملاقات پروردگارش عز و جل بيمار بوده باشد». [١٣]/ ٦٩ در شرع كتمان كردن درد در سه نوبت متوالى مستحبّ خوانده شده، و وسيله رسيدن به سه پاداش بزرگ به حساب آمده است، چنان كه از امام باقر عليه السلام روايت شده است كه گفت
«خداوند تبارك و تعالى گفت كه: هيچ بندهاى نيست كه چون به بلايى مبتلا شود از آن در نزد ديدار كنندگانش لب به شكايت نگشايد، مگر اين كه گوشت وى را با گوشتى بهتر، و خونى نيكوتر از خون خودش مبادله كنم، و اگر او را قبض روح كنم به رحمت من باز خواهد گشت، و اگر زنده بماند، بىگناه زنده خواهد ماند». [١٤] [٨١] در چنگال دشواريهاى روزانهاى كه بشر با آنها رو به روست، حقايق بزرگ فراموش مىشود، و همچون كسى است كه به تماشا و شناسايى درختى در ميان راه خود پرداخته باشد كه او را از ياد جنگلى كه اين درخت در آن
[١٢] - نور الثقلين، ج ١٤، ص ٥٥.
[١٣] - همان منبع، ص ٥٦.
[١٤] - همان جا.