تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٦٠ - شرح آيات
نشان نمىدهند، و سپس از پروردگار بزرگ با آوردن دو نام عزت و رحمت ياد مىكند.
شرح آيات
[٦٩- ٧٠] از داستانهاى سرور خودمان ابراهيم- عليه السلام- چنين بر ما معلوم مىشود كه فطرت ايمانى وى پيش از آن كه وحى بر او نازل شود تجلّى پيدا كرده بوده است، و با همين فطرت با بزرگترين فساد يعنى پرستش بتان و پيروى بى حاصل و بى راهنمايى از پدران رو به رو شده بود.
انحراف آدميزاد با تحريك شيطان و نيروى شهوتها آغاز مىشود، ولى هر چه زودتر لباس مشروع بودن آن را در ميان مىگيرد و مدعيان دروغين علم و دين، به فرمان خوشگذرانان و كامرانان به آن رنگ قداست دينى مىدهند، و پرستش اصنام و بتان در نزد قوم ابراهيم از همين قرار بوده است.
«وَ اتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ إِبْراهِيمَ* إِذْ قالَ لِأَبِيهِ وَ قَوْمِهِ ما تَعْبُدُونَ- و بخوان برايشان خبر ابراهيم را در آن هنگام كه به پدرش و خويشان گفت: شما چه مىپرستيد؟!» ابراهيم نخست پدرش را، كه نه پدر بلكه عموى او آزر بود و او را به فرزندى اختيار كرده بود، در معرض چالش قرار داد، و شايد سبب آن دو چيز بوده است
/ ٦٤ اولا: اين كه پدرش مسئول مستقيم او و كسى بود كه آموزشهاى جامعه خود را درباره او اجرا مىكرد، و به ميانجيگرى او ابراهيم در زير فشار مجتمع قرار گرفته و در جهت پرستش بتان رانده مىشد.
ثانيا: ابراهيم در يك محيط عقب افتاده و ارتجاعى تقليد از پدران قرار داشت، و به همين سبب شايسته چنان بود كه چالش خود را نخست در حق مردمان همين محيط آغاز كند تا پيشوا و نمونهاى براى همه كسانى باشد كه در چنين مجتمع عقب افتادهاى زندگى مىكنند.
[٧١] به فساد خود اعتراف كردند كه بتانى را مىپرستند كه هيچ سود و