تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٦٢ - درسهايى از اين داستان
/ ١٧٤ «فَصَدَّهُمْ عَنِ السَّبِيلِ فَهُمْ لا يَهْتَدُونَ- پس آنان را از رسيدن به راه راست بازداشت.» و چگونه ممكن است كسى كه خود را به شيطان تسليم كرده است، و به نيابت از او مىانديشد و برنامهريزى مىكند، به هدايت دست يابد؟! [٢٥] «أَلَّا يَسْجُدُوا لِلَّهِ الَّذِي يُخْرِجُ الْخَبْءَ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ- چرا براى خدايى سجده نمىكنند كه نهفتهها را از آسمانها و زمين بيرون مىآورد.» خورشيد نيست كه سبب بيرون آمدن نيروها و انرژيهاى پنهان است تا حق پرستيدن او را داشته باشند.
«وَ يَعْلَمُ ما تُخْفُونَ وَ ما تُعْلِنُونَ- و از آنچه پنهان كردهايد يا آشكار گذاشتهايد، آگاه است.» [٢٦] «اللَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ- خدايى كه معبودى جز او وجود ندارد و پروردگار عرش بزرگ است.» كه عرش و اريكه بلقيس و ديگر پادشاهان قابل مقايسه با آن نيست تا در برابر آن خضوع كنند، و نيز ديگر آفريدهها همچون خورشيد كه به خدايى گرفته شود و آن را پروردگار خود بدانيم! آغاز برخورد دو تمدن (تمدن عربى و تمدن عبرى) از اين قرار بوده است.
درسهايى از اين داستان
١- انسان گاه چندان در زندگى خويش پيش مىرود و تكامل پيدا مىكند كه از راز سخن گفتن مرغان آگاه مىشود و از آن سود مىبرد، و اين بدان معنى است كه: براى دست يافتن به يك تمدن بشرى تكامل يافته در آينده، بر ما واجب است كه در آن بكوشيم تا از موجودات زنده در پيرامون خودمان و طبيعتى كه ما را در ميان گرفته است، تا آخرين حد ممكن بهرهبردارى كنيم.
٢- انضباط امرى ناگزيرى است و مخصوصا براى سپاهيان در مورد