تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٩١ - شرح آيات
پس صالح به ايشان گفت: آن شومى و بدبختى كه نصيب شما شده به سبب خطاها و گناهان شما است، و شما گناهكاريد، و عذاب از جانب خدا بر شما فرود خواهد آمد، و هم او است كه مرا براى به هراس انداختن شما برگزيده است.
«بَلْ أَنْتُمْ قَوْمٌ تُفْتَنُونَ- بلكه شما در معرض فتنه و آزمايش قرار گرفتهايد.» اين را نمىدانيد كه خداوند تبارك و تعالى در آن هنگام كه به شما نعمت ارزانى داشت، مىخواست بدين وسيله در معرض آزمايش و امتحانتان قرار دهد، پس نعمتها چيزى جز اسباب آزمايش نيست، و هميشگى نخواهد بود، و هميشه هم نشانهاى از خير و شايسته بودن براى آدمى نيست، و چه بسا نعمتى كه در پى آن شرّى در كمين است.
[٤٨] و چنان به نظر مىرسد كه گروهى از قوم صالح به او ايمان آوردند، و اگر اشرار ثمود مانع نمىشدند، ايمان در ميان همه مردم رواج مىيافت.
«وَ كانَ فِي الْمَدِينَةِ تِسْعَةُ رَهْطٍ يُفْسِدُونَ فِي الْأَرْضِ وَ لا يُصْلِحُونَ- و در شهر نه تيره بودند كه تباهى مىكردند و به اصلاح نمىپرداختند.» نه تن از شيوخ سران عشاير به تبهكارى مىپرداختند و در صدد اصلاح و نيكوكارى برنمىآمدند. نظام قبيلهاى چارچوبى براى مجتمع بشرى است كه خود به خود زيانبخش نيست، بلكه قوانين و مقرراتى كه در آن است- و روح و وجهه آن را منعكس مىسازد- چيزى است كه تباه مىشود و سبب ايجاد تباهى است، و ظاهرا قبايل ثمود به اين درك اسفل رسيده بودند، و در آن هنگام كه نظام فساد و تباهى پيدا كند، پايان كار شهر آغاز مىشود، و چون نظامى كه براى حمايت از حقوق مردم و جلوگيرى از گرد آمدن مال در نزد مشتى از مردم ايجاد شده است تحول پيدا كند، و دستگاههاى محافظ ارزشهاى جارى به صورت وسايلى براى تبهكارى و تعدى و تجاوز به كار گرفته شود، نهايت آن جامعه نزديك شده است.
[٤٩] «قالُوا تَقاسَمُوا بِاللَّهِ- گفتند: به خدا سوگند ياد كنيد كه.»