تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٦٨ - شرح آيات
كه بشريت مىتواند به وسيله آنها به كرانه خوشبختى و سلامت و صلح برسد، چه قانونها همچون جسدى است كه براى زندگى به روح نياز دارد، و روح آنها هدايت و راهنمايى خدا است، پس على رغم آن كه تمدن عرب در مملكت سبأ خوب و نيروى آن بزرگ بود، آنان ارتباطى با خدا نداشتند، و به جاى خدا خورشيد را پرستش مىكردند، و چون روح ايمان را فاقد بودند، ناگزير از آن شدند كه نسبت به سلطانى كه از اين روح ايمانى برخوردار بود خاضع و فرمانبردار باشند.
تفاوت ميان بلقيس و سليمان در سالم بودن يا نبودن نظامها يا درست و نادرست بودن قوانين نبود، بلكه به جنبه غيبى (ايمان به خدا) ارتباط داشت، و چون بلقيس از اين جنبه بهرهاى نداشت ناگزير از فرمانبردارى نسبت به سليمان شد، و قانون زندگى همين است و اگر حاكمى داراى جنبه ايمانى قوت يعنى توكل بر خدا، و حاكمى ديگر تهى از اين جنبه باشد،/ ١٨٠ در صورتى كه از همه لحاظهاى ديگر با يكديگر برابر بوده باشند، آن اولى است كه به اذن و فرمان خدا پيروز مىشود.
بنا بر اين ما به آن نيازمنديم كه پس از مشورت (علم) و عزم (حزم) و نيروى ديگرى براى به وجود آوردن يك حكومت كمال مطلوب متّكى باشيم كه همان نيروى توكل بر خدا است.
شرح آيات
[٢٧] «قالَ سَنَنْظُرُ أَ صَدَقْتَ أَمْ كُنْتَ مِنَ الْكاذِبِينَ- گفت كه: به زودى در اين باره تحقيق مىكنيم كه راست گفتهاى يا از دروغگويانى.» يعنى از راه كارى كه بر عهده تو گذاشته شده، درستى گفتارت را مورد تحقيق قرار مىدهيم.
[٢٨] «اذْهَبْ بِكِتابِي هذا فَأَلْقِهْ إِلَيْهِمْ ثُمَّ تَوَلَّ عَنْهُمْ- اين نامه را ببر و بر ايشان فرو افكن، و از ايشان كناره گير.» سليمان هدهد را به آن مكلف ساخت كه: اولا نامه را ببرد و به ايشان برساند و: ثانيا درباره آنان به تجسّس بپردازد.