تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٩٨ - شرح آيات
سوى او مىكند و از او خواستار نجات مىشود، و همان خداى پروردگار جهانيان است.
على رغم آن كه خدا را نمىپرستيد و بلكه طاغوت و شيطان تجسم يافته در نفس امّاره يا جامعه منحرف را مىپرستيد، خداوند سبحانه و تعالى دعاى او را مستجاب مىكند و او را از ورطهاى كه در آن گرفتار شده است نجات مىبخشد، و چون از مهلكه رهايى يافت و به كرانه دريا رسيد، به انحراف و خطاى خويش بازمىگردد، چنان كه بنى اسراييل نيز پس از بيرون آمدن از دريا به موسى (ع) گفتند: «اجْعَلْ لَنا إِلهاً كَما لَهُمْ آلِهَةٌ- براى ما خدايى برقرار كن به همان گونه كه آنان نيز خدايانى دارند»، [٢٢] و اين طبيعت آدمى در هر زمان و مكان بوده است.
قلب انسان در لحظات سختى و بدبختى و اوقات يادآورى به خدا اتصال پيدا مىكند، ولى در هنگام غفلت و فراموشى و فشارها خدا و عهدى را كه با او بسته است فراموش مىكند- و اين آغاز انحراف است- كه در آن به فراموش كردن خدا و قدرت و محافظت او مىپردازد، و اگر چنين نمىبود ما هرگز بندگى هواهاى نفسانى خويش نمىكرديم، و نظامهاى اقتصادى و اجتماعى و سياسى و نظامى و جز آن توجيه كننده حركت و روش زندگى ما نمىشد.
ضمير زنده پاكيزه آن است كه پيوسته متوكل بر خدايش باشد و در هر وضع و حالى اتصالش با او قطع نشود.
شرح آيات
[٥٤] بزرگترين تلاش پيامبران براى رهايى بخشيدن جوامع بشرى از انحراف صورت مىگرفته است/ ٢١٤ و نيز براى به جريان انداختن آن در جهت خير و نيكى، و در هر جامعهاى كه بودهاند هيچ تمايلى آنان را از اين هدف بازنمىداشته است، چه خود را مسئول تبليغ رسالت خويش مىدانستند و به خاطر آن هر رنجى را
[٢٢] - الأعراف/ ١٣٨.