تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٤٦ - فعلموا أن الحق لله
خرسندى و اطمينان خويش را از كف نمىدهد، بدان جهت كه او به جنبههاى مثبت زندگى بيشتر نظر دارد.
در حديثى از ابن عباس چنين آمده است
«همسر أيوب روزى به او گفت: چرا شفاى خود را از خدا خواستار نمىشوى؟ و ايوب در جواب وى گفت: واى بر تو هفتاد سال در نعمت و خوشى به سر برديم، پس آماده آن باش كه همان اندازه هم اوقات ناخوش داشته باشيم». [٢٧]
فَعَلِمُوا أَنَّ الْحَقَّ لِلَّهِ
[٧٤] خدا خالق و صاحب فضل و نعمتى است كه به بشر عنايت مىكند، و سپاسگزارى تنها مخصوص او است، ولى بعضى از مردم به جاى اين كار به او شرك مىورزند، و چنين اعتقاد دارند كه دستگاه حاكم بر كشور يا صاحبان نيروهاى مختلف مصدر و منبع رسيدن نعمت و فضل به ايشانند، و به جاى خداوند متعال آنها را مىپرستند، و اين گونه كسان حساب سختى را در نزد خدا بايد بگذرانند.
/ ٣٧٠ «وَ يَوْمَ يُنادِيهِمْ فَيَقُولُ أَيْنَ شُرَكائِيَ الَّذِينَ كُنْتُمْ تَزْعُمُونَ- و روزى خدا ايشان را مىخواند و آن گاه مىگويد كه: شركايى كه براى من مىپنداشتيد اكنون كجايند؟!» البته جوابى براى عرضه كردن ندارند، و پيش از اين آيه كاملا مشابهى از همين سوره (آيه ٢٦) گذشت كه دليل بر آن است كه نداى الاهى گاه در برابر پيشواى مشركان از رهبران گمراهى صورت مىگيرد، و گاه در حضور رسولان و خلفاى ايشان از امامان هدايت.
[٧٥] و هنگامى كه گواهانى بر هر امت را از خود آن مىخوانند، حجت بر ايشان تمام مىشود
[٢٧] - بحار الانوار، ج ٢، ص ٣٤٨.