تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٧٧ - شرح آيات
شرح آيات
[٣٥] «وَ إِنِّي مُرْسِلَةٌ إِلَيْهِمْ بِهَدِيَّةٍ فَناظِرَةٌ بِمَ يَرْجِعُ الْمُرْسَلُونَ- و من هديّهاى براى ايشان مىفرستم تا ببينم كه آنان كه همراه با آن رفته بودند با چه چيز باز مىگردند.» مىخواست از اين راه بداند كه واكنش سليمان و اطرافيانش درباره هديه چگونه بوده است.
[٣٦] «فَلَمَّا جاءَ سُلَيْمانَ قالَ أَ تُمِدُّونَنِ بِمالٍ فَما آتانِيَ اللَّهُ خَيْرٌ مِمَّا آتاكُمْ بَلْ أَنْتُمْ بِهَدِيَّتِكُمْ تَفْرَحُونَ- پس چون (حامل هدايا) به نزد سليمان آمد، سليمان به او گفت كه: آيا مىخواهيد به من از آنچه (خدا) به شما داده است مدد رسانيد، يا اين كه از هديه فرستادن خودتان لذت مىبريد؟» آيا خيال آن داريد كه مرا با مال بفريبيد، ولى بدانيد كه آنچه خدا به من بخشيده است از هديه شما كه هيچ ارزشى ندارد نيكوتر است. مال مايه خوشى و شادمانى من نيست، و اين شما هستيد كه به آن شادمان مىشويد، از آن روى كه بنده دنياييد، و كالاى دنيا در نزد من ارزشى ندارد، و آن كس از مال خوشحال مىشود كه هدف و مقصود و معبودش مال باشد.
آرى. او فريب زينتهاى بى ارزش زندگى دنيا را نمىخورد و جان را گرفتار و اسير آن نمىكرد، و به همين جهت مايههاى فريب ملكه را به دو دليل خوار و كوچك شمرد
١- بدان سبب كه آنچه خود داشت، بسيار بر هداياى بلقيس فضيلت و برترى داشت، چه خدا به او سلطنتى بخشيده بود كه هيچ كس پس از وى به آن نخواهد رسيد و پيش از آن نصيب كسى نشده بود.
٢- و بدان سبب كه وى در صدد دست يافتن به مال نبود، بلكه براى نشر رسالت و فهم آن كوشش مىكرد،/ ١٩١ و به همين سبب به آنان چنين پاسخ داد: اين شما هستيد كه از هديه و ارمغان شادمان مىشويد، ولى ما به دنيا و آنچه در آن است دل