تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣١١ - كتاب موسى
و شايد كه سياق در اين جا اشاره به اين سنت الاهى كرده باشد كه
خداوند متعال آنان را به مصيبتهاى دنيوى، همچون كاهش افراد و محصولات و پيدايش جنگهاى داخلى جانكاه از آن روى مبتلا كرده است/ ٣٣٢ كه رو به او آورند و از او خواستار رهايى از اين بدبختيها شوند، ولى در آن هنگام كه فرستادهاى براى رهايى آنان از جانب خدا مبعوث مىشود، به او كفر مىورزند و نشان مىدهند كه خواستار آن بودهاند كه خدا آنان را بدون آن كه به عملى برخيزند كه رضاى او در آن باشد، از سختى و بدبختى رهايى بخشد، و در راه او به هيچ جهاد و مجاهدهاى برنخيزند، و سياق قرآن- بنا بر اين تفسير- ما را به ياد داستان بنى اسراييل مىاندازد كه از پيغمبر خود خواستار پادشاهى براى حكومت بر خود شدند، و چون خداوند سبحانه و تعالى طالوت را به پادشاهى ايشان برگزيد، از آن جهت به او كفر ورزيدند و از فرمانبردارى او خوددارى كردند، كه مطابق ميل ايشان نبود و مال فراوان نداشت.
[٤٨] سپس قرآن بيان مىكند كه چگونه آنان نسبت به حق كافر شدند، بدان جهت كه او را سازگار با هوا و هوسهاى خود نمىديدند و از پذيرفتن پيشنهادهاى ايشان خوددارى مىكرد.
«فَلَمَّا جاءَهُمُ الْحَقُّ مِنْ عِنْدِنا قالُوا لَوْ لا أُوتِيَ مِثْلَ ما أُوتِيَ مُوسى- پس چون حق از نزد ما بر ايشان آمد، گفتند: چرا به او آن چيزها كه به موسى داده شده بود داده نشده است؟!» مقصودشان معجزات موسى همچون اژدها و يد بيضا بود، و سبب اين عدم قبول آن بود كه به جوهر و اساس رسالت نظر نمىكردند و، اگر چنين مىبودند، رسالت او را در هدفها و برنامه كلى همچون رسالت موسى مىيافتند، و آنچه پيامبر اسلام (ص) با خود آورد از عصاى موسى بزرگتر بود. مگر عصاى موسى يك آيت و نشانه الاهى نبود؟ قرآن نيز سر تا پا آيات الاهى است.
و با وجود اين قرآن تأكيد مىكند كه دشوارى در آشكار بودن آيات قرآنى نبود، بلكه در خواستهاى نفسانى نادرست ايشان بود و در ايستادگى در برابر حق و