تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٦١ - شرح آيات
زيانى براى ايشان ندارند.
«قالُوا نَعْبُدُ أَصْناماً فَنَظَلُّ لَها عاكِفِينَ- گفتند كه: بتانى را مىپرستيم و پيوسته در پيرامون آنها جمع مىشويم.» براى آنها نماز مىگزاريم، و به پرستش آنها ادامه مىدهيم، و شايد اين تعبير حاكى از آن بوده باشد كه آنان درباره سودمند بودن عبادت خود ترديد و شك داشته و تنها به پيروى از گذشتگان چنين مىكردهاند.
[٧٢] نظام زندگى بر سود و زيان متكى است، و فطرت آدمى در لحظات سختى، و نيازمندى او را به پروردگارش راهنمايى مىكند، و به همين سبب ابراهيم از بت پرستان قوم خود پرسيد كه: آيا اين بتها در هنگام سختى، كه اميد شخص از همه وسايل در دسترس او (بدان گونه كه خداوند متعال دعاى او را اجابت مىكند)، به اجابت درخواست او قيام مىكنند، يا در اوقات عادى براى او سود و زيانى دارند؟! «قالَ هَلْ يَسْمَعُونَكُمْ إِذْ تَدْعُونَ- گفت كه: آيا در آن هنگام كه آنان را مىخوانيد، سخن شما را مىشنوند (و به پاسخ دادن به شما برمىخيزند؟).» در هنگام سختى و گرفتارى وهمها فرو مىريزد، و قلب به آفريننده جهان متوسل مىشود و جز او كسى را به يارى نمىخواند، و اين خود بزرگترين برهان بر باطل بودن بت پرستى است.
[٧٣] «أَوْ يَنْفَعُونَكُمْ أَوْ يَضُرُّونَ- يا براى شما سود و زيان دارند.» ابراهيم بدين گونه سنگ بزرگى در درياى قلبهاى راكد ايشان افكند، و پياپى موجهايى/ ٦٥ از شك به وجود آورد، و حقيقت آن است كه افشاندن تخم شك در قلب نسبت به وضع فاسدى كه پيش آمده، مخصوصا در نزد كسانى كه بر معتقدات نادرست حالت جمود دارند، بزرگترين كار محسوب مىشود.
در مكالمه ميان يك پزشك هندى ملحد و امام صادق- عليه السلام- امام شكى براى آن پزشك نسبت به عقايد فاسدش به وجود آورد، و او گفت
نمىدانم، شايد كسى در سخن من انديشه كند.