تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٢٦ - شرح آيات
بودند و حريص نسبت به خوراك، و لوط مدت سى سال در ميان ايشان درنگ كرد، چه خود بر ايشان وارد شده و از جمع آنان نبود، و در اين مدت پيوسته آنان را به خداى عزّ و جلّ و پيروى از ايمان مىخواند و از كارهاى زشت بازشان مىداشت و به طاعت خدا آنان را بر مىانگيخت ولى سخنان او را نمىپذيرفتند و از او اطاعت نمىكردند. و چون خداوند ارادهاش بر عذاب كردن ايشان تعلق گرفت فرستادگانى را براى بيم دادن به ايشان فرستاد ولى آنان از رسولان خدا فرمان نبردند و از امر او سرپيچى كردند، سپس فرشتگانى را به آن مأمور كرد تا مؤمنان را از آن بيرون برند و تنها يك خانه را در آن شهر از مردم ديندار يافتند و اهل آن را از شهر خارج كردند، و به لوط گفتند كه «فَأَسْرِ بِأَهْلِكَ بِقِطْعٍ مِنَ اللَّيْلِ وَ اتَّبِعْ أَدْبارَهُمْ وَ لا يَلْتَفِتْ مِنْكُمْ أَحَدٌ وَ امْضُوا حَيْثُ تُؤْمَرُونَ- در پارهاى از شب خانوادهات را از شهر خارج كن و در پى ايشان روان شو و نبايد كه هيچ يك از شما به عقب بازگردد و به آنجا كه به شما فرمان داده خواهد شد روانه شويد»، پس چون شب به نيمه رسيد لوط با دخترانش به راه افتادند، و زنش بازگشت و به قوم خود پيوست و به سعايت از لوط پرداخت و آنان را آگاه ساخت كه لوط و دخترانش از شهر بيرون رفتهاند، و به من در هنگام طلوع فجر اين ندا از جانب عرش رسيد كه: اى جبرييل! گفته خدا تحقق پيدا كرد و عذاب قوم لوط به مرحله حتميت رسيد، پس به شهر قوم و آنچه در آن است فرود آى و آن را از زير طبقه هفتم زمين واژگون ساز و سپس آن را به آسمان بالا ببر/ ٤٥١ و متوقف باش تا فرمان پروردگارت به تو برسد، و نشانه آشكارى از خانه لوط را براى عبرت گذر كنندگان برجاى گذار، پس بر اهل شهر ستمگران فرود آمدم و بال سمت راست خودم را بر نيمه شرقى، و بال سمت چپ را بر نيمه غربى آن شهر فرو كوفتم، پس اى محمد! آن را از زير طبقه هفتم زمين، جز خانه لوط، برگرفتم و در ميان دو بال خود را به طرف آسمان بالا بردم كه اهل آسمان بانگ خواندن خروسها و عوعو سگان آن را بشنوند، و چون خورشيد سر از مشرق برآورد، از جانب عرش فرمان رسيد كه: اى جبرييل! شهر را بر مردم آن واژگون ساز. و من چنين كردم و چنان بود كه همه شهر و مردم آن زير و زبر شدند و خداوند بارانى از سنگ سجيل نشانه شده در