تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٧٠ - شرح آيات
اسراييلى فرو ريزد نه بر قبطى؛ و امام رضا (ع) در تفسير آيه گفته است
«فَإِذَا الَّذِي اسْتَنْصَرَهُ ...- پس ناگهان كسى كه ديروز از او طلب يارى كرده بود، از وى خواستار يارى شد» تا دشمن را از او دور كند، «قالَ لَهُ ...- موسى به او گفت كه: تو گمراهى آشكارى» و ديروز با مردى به مقاتله پرداختى و امروز همان كار را با اين يك در پيش گرفتهاى، اكنون ادبت خواهم كرد و در صدد تأديب او برآمد، و چون آن مرد نگران شد گفت: «اى موسى! آيا مىخواهى مرا بكشى به همان گونه كه ديروز كسى را كشتى؟». [٨] ٢- در مرتبه اول قرآن از زبان موسى خطاب به اسراييلى در مبارزه با قبطى گفت هذا مِنْ عَمَلِ الشَّيْطانِ إِنَّهُ عَدُوٌّ مُضِلٌّ مُبِينٌ كه در آن دشمنى و گمراهى آشكارا به شيطان نسبت داده شده، در صورتى كه در مرتبه دوم موسى گفت إِنَّكَ لَغَوِيٌّ مُبِينٌ كه گمراهى آشكار و عمدى را به اسراييلى نسبت داده است، و با مقايسه اين دو با هم به اين نتيجه مىرسيم كه: اسراييلى در ريسمانهاى دام شيطان گرفتار شده بود و، نادانسته، دشمن موسى شد، و چنين است كسى كه با فرمانهاى رهبرى مكتبى خود به خاطر تصورها و ايستارهاى شخصى مخالفت كند.
/ ٢٨٨ فَاخْرُجْ إِنِّي لَكَ مِنَ النَّاصِحِينَ [٢٠] و به همان گونه كه بى انضباطى از اسباب شكست و سستى حركات و نهضتها است، آنها براى دستگاههاى نظام از اسباب قوت و پيشرفت آن محسوب مىشود، و شايد اگر حركت موسى اين نقطه نيرومندى را نمىداشت، دچار شكست مىشد، و اگر پيشواى آن اسير يا كشته مىشد، نهضت و حركت به پايان مىرسيد.
«وَ جاءَ رَجُلٌ مِنْ أَقْصَى الْمَدِينَةِ يَسْعى- و مردى از پايان شهر، در حالى كه مىدويد، آمد.» در روايات آمده است
[٨] - نور الثقلين، ج ٤، ص ١١٩.