تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٥٥ - رهنمودهايى از آيات
ندا داد: اى موران! به خانههاى خود درآييد كه سليمان و لشكريانش در راهند، و بيم آن دارم كه شما را زير پاهايشان و زير سمهاى ستورانشان نابود سازند، و چون سليمان آن را شنيد تبسّم كرد.
گاهى انسان داراى شناختها و انديشههايى است كه جز بر اثر پيش آمدن حوادثى در زندگى او برانگيخته و آشكار نمىشود، و در اين باره از خود غافل است و ناگهان حادثهاى آن را برمىانگيزد و درهاى شناخت و دانش به روى او باز مىشود و، چنان كه گفتهاند، نيوتن دانشمند جستجوى خود را درباره قانون جاذبه پس از آن آغاز كرد كه ناگهان با افتادن سيبى از درخت بر روى زمين رو به رو شد، و از خود پرسيد كه: چرا به طرف آسمان بالا نرفت؟! و دنباله اين جستجو به كشف قانون جاذبه انجاميد.
/ ١٦٨ سليمان (ع) از لحاظ نيرومندى و تسلط به مقامى بالا رسيد، پس از حدود استيلاى خويش غافل ماند يا خود را به تغافل زد- و كار پيامبران و صالحان چنين است- و آنان هر اندازه ايمانشان افزايش يابد تواضعشان نسبت به خدا بيشتر مىشود، و سليمان (ع) توجهى به جنبههاى مادى و پادشاهى خود نداشت كه او را از توازن و پرستش خدا خارج كند- كه شأن و كار ديگر پادشاهان چنين است- و پادشاهى در نظر وى وسيلهاى براى تكبر و برترى جويى نبود، بلكه آن را وسيلهاى براى برپا داشتن عدل و داد بر روى زمين قرار داده بود، روزها را به روزه مىگذراند و شبها را ايستاده به عبادت خداوند سبحانه و تعالى مىپرداخت، و از دامنه كشور خود تا آن زمان آگاه نبود كه بانگ مورچهاى را شنيد كه در او اثر گذاشت، پس روى به پروردگار خويش كرد و بر نعمتهاى متوالى وى از او سپاسگزارى كرد، و اين امر حقيقتى مهم را آشكار مىسازد كه چنين است: آنچه برا آدمى حادث مىشود بر جهانهاى محيط بر وى تأثير دارد، پس عدالت انسان و طبيعت پيرامون وى را فرا مىگيرد، و ستمكارى نيز چنين است. و سليمان از خطاب مورچه دچار شگفتى شد! چه شده كه انسانى ضعيف همچون وى به اندازهاى از قوت و نيرو دست يافته است كه حتى مورچه هم از او هراسان است! به همين سبب به سپاسگزارى خدا