تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٦٤ - رهنمودهايى از آيات
دستگيرى او برآمد، و شايسته چنان بود كه در شهرى كه فرعون بر آن مسلط است بر حذر باشد، و قرآن به اين امر در سخن گفتن از شهرى كه موسى گاه به آن داخل يا از آن خارج مىشود، يا در آن راه مىرود، بدين گونه سخن گفته است وَ دَخَلَ الْمَدِينَةَ عَلى حِينِ غَفْلَةٍ مِنْ أَهْلِها فَأَصْبَحَ فِي الْمَدِينَةِ خائِفاً يَتَرَقَّبُ فَخَرَجَ مِنْها خائِفاً يَتَرَقَّبُ.
/ ٢٨٢ بدين گونه يك فرد مكتبى مىبايستى كارها را در آن هنگام كه در سرزمين طاغيان براى انجام كارى وارد مىشود، ساده نگيرد، و به همين سبب درآمدن به شهر، و خارج شدن از آن، و زيستن در آن همه مىبايستى با هشيارى و مراقبت صورت بگيرد و در اوضاع و احوال گوناگون پيوسته هوشيار باشد.
در آن هنگام كه موسى در شهر راه مىرفت، و با اين اوضاع و احوال دشوار رو به رو بود، ناگهان آن كس كه ديروز موسى به يارى او برخاسته بود، امروز بانگ به مددخواهى از موسى در برابر يك قبطى ديگر برداشت، ولى اين بار موسى نسبت به هر دو طرف زد و خورد خشمناك شد، و خشم او نسبت به اسراييلى از آن روى بود كه حركت رسالى را در مبارزاتى درگير مىكرد كه براى آنها برنامهريزى نشده بود، و در اجراى برنامههاى نهضت تغييرى اثر منفى داشت، ولى ظاهرا آن مرد از كسانى بود كه دشمنيهاى شخصى او را به مبارزه برانگيخته بود كه او را، از يك سو، با اوضاعى ناگهانى رو به رو مىكرد ولى، از سوى ديگر، مانع يارى كردن موسى به او نمىشد و لذا موسى (ع) آهنگ آن كرد كه قبطى را به عنوان آن كه ستمگر است ادب كند.
خطاى اسراييلى كه براى آن مستحق نكوهش بود، در روش معارضه او نبود، چه مظلومى در معرض اهانت و شايد كشته شدن قرار گرفته بود، و حق آن داشت كه از جان و آبروى خود دفاع كند، بلكه خطاى وى در روش عملش بود، از آن روى كه مبارزه در وضع و زمانى هر دو غير مناسب صورت گرفت، و در اين جا ناگزير بايد اين را بدانيم كه از اسباب شكست خوردن هر حركت آن بى انضباطى است كه از اشكال و نمونههاى آن وارد شدن افراد حركت و نهضت در مبارزات