تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٦٨ - شرح آيات
مخالف دستور پيشوا عمل كرد و شايسته عتاب و بلكه تأديب و مجازات بود كه در روايت گذشته ذكر آن گذشت.
و با اين همه موسى مصمم شد كه قبطى را در معرض خشم خود قرار دهد، بدان سبب كه از خود پيمان گرفته بود كه پشتيبان مجرمان و گنهكاران نشود.
[١٩] «فَلَمَّا أَنْ أَرادَ أَنْ يَبْطِشَ بِالَّذِي هُوَ عَدُوٌّ لَهُما- پس هنگامى كه خواست بر آن كس كه دشمن هر دو بود حمله كند.» يعنى او و اسراييلى- پس از آن كه پيرو خود را براى خطايى كه مرتكب شده بود ملامت كرد- و چون سخنان موسى اثر خود را در نفس اسراييلى كرده بود، خواست از موسى انتقام بكشد و
«قالَ يا مُوسى أَ تُرِيدُ أَنْ تَقْتُلَنِي كَما قَتَلْتَ نَفْساً بِالْأَمْسِ إِنْ تُرِيدُ إِلَّا أَنْ تَكُونَ جَبَّاراً فِي الْأَرْضِ وَ ما تُرِيدُ أَنْ تَكُونَ مِنَ الْمُصْلِحِينَ- گفت: اى موسى: آيا مىخواهى مرا بكشى به همان گونه كه كسى را ديروز كشتى؟ تو چيزى جز آن نمىخواهى كه ستمگر و جبّارى در زمين باشى و خواهان آن نيستى كه از اصلاح كنندگان باشى.»/ ٢٨٦ بدين گونه معلوم شد كه آن مرد گمراهى آشكار است، و مبارزه وى با قبطيان ارتباطى به مضمون رسالى نداشت، چه به مجرد ترس او از غضب پيشوا و نجات دهنده خودش، در برابر او ايستاد و به آن متهمش ساخت كه مىخواهد در زمين به جبارى بپردازد، و بدون حق بر مردم تسلط پيدا كند، و اين كه ادعاى او براى اصلاح درست نيست، و شايد آن مرد از گونهاى بود كه بر امام على- عليه السلام- خروج كردند، و اين گونه از انقلابيان منحرف و خودپسند نسبت به پيشواى خود وفادارى سست دارند، و روش آن شخص اسراييلى هر چه بوده باشد، سبب آن شد كه سرّ مهمى از اسرار حركت و نهضت شناخته شود.
در احاديث اهل بيت (ع) مىخوانيم كه آنان آشكار كردن سرّ يا علنى كردن امر- بر حسب تعبير اسلامى- را از بزرگترين كارهاى حرام مىشمردند، و امام صادق (ع) گفت