تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٤٩ - شرح آيات
«وَلَّى مُدْبِراً وَ لَمْ يُعَقِّبْ- پشت كرد و گريخت و بازنگشت.» يعنى اين كه امر را مرحله به مرحله و لحظه به لحظه دنبال نكرد، ولى غايت الاهى پيوسته و در هر حال به يارى او برمىخاست، و به همين سبب براى دلگرمى او چنين ندا رسيد
«يا مُوسى لا تَخَفْ إِنِّي لا يَخافُ لَدَيَّ الْمُرْسَلُونَ- اى موسى! نترس كه در نزد من فرستادگان نمىترسند.» رسالت و فرستادگى بخشش الاهى تازهاى است كه به رسول عطا مىشود، و يك نبوغ فكرى نيست، يا رشدى طبيعى در زندگى وى، و به همين سبب بود كه موسى (ع) از عصايى كه خود بر زمين افكند به هراس افتاد، چه نمىدانست كه به مار مبدّل خواهد شد.
موسى (ع) در يك لحظه به افق پيامبرى صعود كرد و از حاملان رسالت الاهى شد، و از آن پس امر خدا را بدون ترس و تردد به انجام مىرسانيد؛ و چه بزرگ است تحولى كه وحى در اين/ ١٦١ انسان ضعيف به وجود مىآورد، و با آن به نيرويى ما فوق نيروى مادّى دست مىيابد، بدان جهت كه سبب نزديك شدن او به پروردگار قدرت و جبروت است.
و فرستاده لازم است كه نترسد، چه در تحرّك خود بر نيروى غيبى مطلق متّكى است.
[١١] «إِلَّا مَنْ ظَلَمَ ثُمَّ بَدَّلَ حُسْناً بَعْدَ سُوءٍ فَإِنِّي غَفُورٌ رَحِيمٌ- مگر كسى كه ستم كند، و سپس ستمگرى را كه بد است به نيكى بدل سازد، كه من آمرزنده و مهربانم.» آن كس كه بايد در برابر خدا بترسد موسى (ع) و ديگر پيامبران و فرستادگان نيستند، بلكه ستمگرانند كه به سبب گناهان و كارهاى بدشان گرفتار ترس مىشوند، و ما چرا بايد از خداوند ارحم الراحمين بترسيم؟! چيزى كه هست اين كه گرفتارى از خود ما آغاز مىشود و به خود ما پايان مىپذيرد و سبب آن گناهان و نافرمانيهاى ما است پس، مثلا، طبيعت را خدا آفريده است و ما از آن