تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٥٠ - شرح آيات
نمىترسيم، بلكه ترس ما از آن است كه قدرت برخوردار شدن سالم از طبيعت را نداشته باشيم.
حتى شخص ستمكار و گناهكار نيز مىتواند توبه كند و خدا را آمرزنده و بخشنده بيابد، و بنا بر اين ديگر چيزى كه مايه ترس باشد در برابر او باقى نمىماند.
[١٢] «وَ أَدْخِلْ يَدَكَ فِي جَيْبِكَ تَخْرُجْ بَيْضاءَ مِنْ غَيْرِ سُوءٍ- و دستت را در جيبت داخل كن كه چون آن را بيرون آورى، بى هيچ نقص و بدى سفيد و درخشان خواهد بود.» گاه سفيدى قسمتى از بدن در نتيجه مرض برص است كه بد است، ولى موسى چنين بيمارى نداشت و سفيدى دست وى بر اثر نورى بود كه از آن برمىخاست.
«فِي تِسْعِ آياتٍ- با نه آيت و نشانه معجزه آميز.» كه هفتتاى از آنها آيات بيم دادن و عذاب بود، يعنى: خون و شپش و ملخ و قورباغگان و طوفان و اژدها و شكافته شدن دريا، و دو تاى ديگر آيات رحمت، يعنى يد بيضا و بيرون جستن آب از پاره سنگى كه موسى (ع) عصاى خود را بر آن كوفت.
«إِلى فِرْعَوْنَ وَ قَوْمِهِ إِنَّهُمْ كانُوا قَوْماً فاسِقِينَ- به سوى فرعون و قوم او روانه شو كه آنان قومى فاسق و نافرمان نسبت به خدا بودهاند.»/ ١٦٢ و فسق به معنى از حدّ خود تجاوز كردن است، و انحراف از راه راست نيز فسق نام دارد.
[١٣] «فَلَمَّا جاءَتْهُمْ آياتُنا مُبْصِرَةً قالُوا هذا سِحْرٌ مُبِينٌ- و چون آيات بصيرت بخش ما به ايشان رسيد، گفتند كه اين جادويى آشكار است.» آيات آشكار بود و امكان شك كردن در آنها وجود نداشت، ولى آنان موسى را به جادوگرى متهم كردند تا بهانهاى براى كفر ورزيدن آنان به آيات بوده باشد، و نيز بدان سبب كه مىخواستند به مردم ستم كنند و در زمين به استكبار و گردنكشى بپردازند، و رسالت الاهى آنان را از اين كار منع مىكرد، رسالت را به