تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٠٦ - كتاب موسى
شرح آيات
كتاب موسى
[٤٣] «وَ لَقَدْ آتَيْنا مُوسَى الْكِتابَ مِنْ بَعْدِ ما أَهْلَكْنَا الْقُرُونَ الْأُولى- و به موسى كتاب داديم پس از آن زمان كه (مردمان) قرنهاى نخستين را هلاك كرديم.» در اين جا قرآن دوره پيشرفت تمدن را خلاصه مىكند، كه با رسالت الاهى و شخص يا نسلى الاهى آغاز مىشود، و سپس كه فرهنگى جاهلى پايان مىپذيرد، و نسلى منحرف كه پروردگار به آن بيم مىدهد، و اگر از اين بيم دادن سودى نبرد آن را هلاك مىكند، و شك نيست كه اين دوره حتمى نيست، پس اگر چنان مقدر شده باشد كه مردمان به رسالتهاى الاهى متمسك شوند، خدا آنان را هلاك نمىكند، چنان كه براى قوم يونس چنين شد.
سپس پروردگارمان از كتابى كه با موسى نازل شد سخن مىگويد
«بَصائِرَ لِلنَّاسِ وَ هُدىً وَ رَحْمَةً- بينشهايى براى مردم و هدايتى و رحمتى (براى ايشان بود).» در عين حال كه رسالتهاى خدا راه و روشى براى ديدن (بصيرت) است، خود علم و معرفتى است كه بشر را به حقايق مىرساند، پس از يك سو به انسان در زندگى براى رو به رو شدن با چيزها و پيشامدها بصيرت مىبخشد، از آن سبب كه شامل سنتهاى خدا در زندگى است، و با خود مقياسها و معيارهايى دارد كه ديد نظرى منفى را محدود مىسازد، و از سوى ديگر مشتمل بر علم هدايتى است كه براى او ايستار عملى راست و درست را ترسيم مىكند تا به پيروى از آن بپردازد.
تفاوت ميان علم و هدايت آن است كه: علم مجرد اتصال انسان به حقايق است، اما هدايت همكارى كردن او با علم است و بهره بردنش از آن و در دعا آمده است