تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣١٦ - شرح آيات
عادت كرده باشد، براى او ايمان آوردن به رسالت و عمل كردن به آن دشوارى ندارد، در صورتى كه اين كار بر شخص ديگرى كه به فرو ريختن در برابر شهوتها و هواها معتاد شده دشوار است، و به همين سبب بعضى از مردم حتى پس از بعثت رسول اللَّه (ص) نيز منافق باقى ماندند.
شرح آيات
[٥٠] «فَإِنْ لَمْ يَسْتَجِيبُوا لَكَ فَاعْلَمْ أَنَّما يَتَّبِعُونَ أَهْواءَهُمْ- پس اگر دعوت تو را (به اسلام) نپذيرفتند، بدان كه آنان از هواهاى نفس خود پيروى مىكنند.» از آن روى چنين است كه رسالت با جنبه نيكى در انسان سر و كار دارد كه همان عقل او است، و در نتيجه انگيزه مخالفت با آن پيروى از هواى نفس است.
«وَ مَنْ أَضَلُّ مِمَّنِ اتَّبَعَ هَواهُ بِغَيْرِ هُدىً مِنَ اللَّهِ- و چه كس گمراهتر از كسى است كه بى رهبرى خدا از هواى نفس خود پيروى مىكند؟» انسان در ذات خود قاصر است، و ناگزير بايد به وسيله پيروى كردن از راهنمايى پروردگار دانا و تواناى خويش به درمان اين قصور و كوتاهى بپردازد،/ ٣٣٨ و اگر چنين نكند، پيوسته از حقيقت هر چه بيشتر دور مىشود.
«إِنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ- چه خدا گروه ستمكاران را راهنمايى نمىكند.» هدايت سنّتى بزرگ است كه خدا آن را بهره ستمگرانى نمىسازد كه حقوق مردم و حقوق خدا را مورد تجاوز قرار مىدهند، و آن كس كه خدا براى او روشنى و نورى قرار نداده باشد، هيچ نورى ندارد، و ظلم سبب ازدياد خودخواهى و خودپسندى مىشود، و پيروى از هواى نفس را در قلب افزايش مىدهد، و اين خود همچون پردهاى ستبر از دريافت حقايق جلوگيرى مىكند.
[٥١] و مشكل كسانى كه پذيراى دعوت رسالت نمىشوند، در غامض و دشوار بودن آن يا كم بودن گواهيهاى درستى آن نيست، بلكه در آن است كه خود