تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٦١ - شرح آيات
گويى اين گفته خداوند متعال را نشنيده بودند كه: «تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُها لِلَّذِينَ لا يُرِيدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ وَ لا فَساداً وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ- آرى ... به خداى سوگند كه آن شنيده و فهميده بودند، ولى دنيا در برابر چشمان ايشان شيرين جلوه مىكرد، و از زيور و زينت آن خوششان مىآمد». [٤٢] در حديثى مىخوانيم كه دوستى برترى و استعلا مانعى ميان انسان و درآمدن او به بهشت است، و امام على (ع) گفته است
«مردى كه بند كفشش مايه شادى او شود، داخل در اين آيه مىشود». [٤٣] «وَ لا فَساداً- و نيز خواستار فساد و تباهى نيستند.» و از آشكارترين مصداقهاى آن است: تباهى كردن در اقتصاد به تزوير، و دزديدن تلاشهاى فقيران به وسايل غير شريف، و بازى كردن با ارزاق بندگان خدا از راه احتكار، ولى فساد به همين جا محدود نمىماند، بلكه همه شهوتهاى دنيا، در صورتى كه در حدود عقل و شرع توقف پيدا نكند، تو را به فساد دعوت مىكند؛ مگر اسراف و زيادهروى در مصرف كردن فراوردههاى طبيعى در آنها ايجاد فساد نمىكند، و چنين است پرخورى و حرص داشتن در اعمال جنسى كه جسم را فرسوده مىكند و آن نيز به نوبه خود گونهاى از فساد است.
مگر چنان نيست كه طلب كردن مزد بيشتر در مقابل انجام كار كمتر كفه فساد را در زندگى تو سنگينتر نمىسازد؟! آرى ... و به همين سبب در حديثى از صفت مؤمن چنين سخن رفته است
/ ٣٨٦ «مؤمن براى مدد رساندن آمادگى دارد، و بار خويش را بر دوش ديگران نمىگذارد».
من به صراحت مىگويم كه: روش مصرف خارج از قاعده و وجود حرص و آز در فرزندان اجتماع چيزى است كه- در نتيجه- به تسلط مترفان و متنعمان
[٤٢] - همان جا، ص ١٤٣.
[٤٣] - همان جا، ص ١٤٤.