تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣١٩ - شرح آيات
مىكند، و در نتيجه شخصيت ذات او به حساب ديگران تورم پيدا مىكند، ولى مؤمن بر عكس اين است و از سركشى نفس خود جلوگيرى به عمل مىآورد، و عقل خويش را افزايش مىدهد، و بنا بر اين به تفكر درباره ديگران مىپردازد، و اگر به زيان او خطا كردند، با نيكيها آنان را از خود دور مىكند، و چون نيازمند شوند به رفع نياز آنان مىپردازد.
«وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُونَ- و از آنچه روزى ايشان قرار دادهايم به ديگران انفاق مىكنند.» [٥٥] سپس آنان نفس را مطيع خويش مىسازند، و از هواهاى خود جلوگيرى به عمل مىآورند، و خودخواهى و خودپسندى خويش را محدود مىسازند، و اين كار را از راه دورى جستن از كارهاى لغو و بيهوده انجام مىدهند، و همين است كه سبب رشد عقل ايشان مىشود، بدان جهت كه مخالفت با هواى نفس است.
«وَ إِذا سَمِعُوا اللَّغْوَ أَعْرَضُوا عَنْهُ- و چون لغوى بشنوند از آن رويگردان مىشوند.» بدان سبب كه خواستها و هدفهاى آنان برتر و بالاتر از هواها و شهوتها است، و به همين جهت تحريكهاى جاهلان ايشان را آشفته نمىسازد، و اسرار خويش را فاش نمىكنند، و در جدلى كه به آن فرمان نيافته باشند وارد نمىشوند، بلكه اگر جاهلان- به جدل- خواستار حجت و برهان از آنان شوند، از ايشان اعراض مىكنند.
«وَ قالُوا لَنا أَعْمالُنا وَ لَكُمْ أَعْمالُكُمْ- و مىگويند كه اعمال ما براى ما و اعمال شما براى شما است.» هدف آنان به دست آوردن رضوان و خرسندى خدا است و نه برترى جويى در زمين و تظاهر و فخر فروشى و مغرور و فريفته شدن به آنچه در دست تصرف خود دارند، و به همين سبب است كه نادانان قدرت تحريك كردن و آشفتن ايشان را ندارند، و دشنام دادن آنان و خواستار مبارزه در ميدان جدل شدن ايشان، آنان را