تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢١١ - شرح آيات
يافت و (به علم) آخرت نرسيد.» دانش آنان متوقف شد و به سبب نظر مادّى ايشان در حدود دنيا به پايان رسيد، و نيز به سبب كفر ايشان به خداى تعالى، و مؤمن از خدا چنان مىخواهد كه علم و ادراك او از دنيا تجاوز كند و به آخرت نيز برسد، چنان كه در دعا آمده است
«و دنيا را بزرگترين همّ و مقصود و پايان علم ما قرار مده». [٢٥] در اين شك نيست كه آن كس كه تنها درباره دنيا مىانديشد، مصيبت او در دين او است.
/ ٢٢٦ سبب منحصر بودن علم ايشان به دنيا شك داشتن آنان درباره آخرت است.
«بَلْ هُمْ فِي شَكٍّ مِنْها- بلكه آنان درباره آن (آخرت) شك دارند.» بلكه از آن هم بيشتر.
«بَلْ هُمْ مِنْها عَمُونَ- بلكه درباره آن كورند.» پس به ياد آخرت نمىافتند، و به كورى مىمانند كه از نور و رنگ چيزى نمىداند. و چنان مىنمايد كه در سياق پيشرفتى در مراحل نادانى آنان مشاهده مىشود، پس علم ايشان دچار ركود و توقف شده و چيزى از امور آخرت نمىدانند، و همين به تنهايى كافى است كه از جانب پيروانشان طرد شوند، و سپس پروردگار ما بيان كرده است كه آنان اساسا درباره وجود آخرت شك دارند، و آن گاه مىگويد كه آنان چيزى را كه ممكن است به وسيله آن به شناخت آخرت دست يابند، از دست دادهاند، و آن چشم بصيرت است، و آن كس كه دستگاه ادراك را از كف داده است، مگر مىتواند به ادراك و دريافت چيزى دسترس پيدا كند؟! [٦٧] «وَ قالَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَ إِذا كُنَّا تُراباً وَ آباؤُنا أَ إِنَّا لَمُخْرَجُونَ- و كسانى كه كفر ورزيدند گفتند: هنگامى كه ما خاك شديم، و نيز پدرانمان، مگر
[٢٥] - مفاتيح الجنان، در اعمال شب نيمه شعبان.