تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤١ - گردآمدن جادوگران
پس جادوگران به سجده درافتادند [٣٨] «فَجُمِعَ السَّحَرَةُ لِمِيقاتِ يَوْمٍ مَعْلُومٍ- پس جادوگران در روز تعيين شده گرد يكديگر جمع آمدند.» شايد آن روز يكى از روزهاى عيد ملى مىبوده است.
[٣٩] فرعون مىتوانست مبارزه را در ميدان جلو كاخ خود در ميان موسى و جادوگران يا در خود كاخ به جريان اندازد، ولى همه مردم را دعوت كرد تا شاهد اين مواجهه بوده باشند، به همان گونه كه پيش از وى نمرود نيز در آن هنگام كه آهنگ سوزاندن ابراهيم پيغمبر- عليه السلام- را كرده بود، به اندكى هيزم قناعت نكرد،/ ٤٣ بلكه آتشى را چندان بزرگ به راه انداخت كه مرغان هوا در فاصله چند ميلى به آتش كشيده مىشدند. براى چه؟
براى آن كه طاغيان و گردنكشان پيوسته در حالت ناآرامى به سر مىبرند و دلهاشان از كوچكترين معارضه گرفتار لرزش مىشود، و به همين سبب تظاهر به نيرومندى مىكنند تا از اين راه تعادل نفسانى خويش را حفظ كنند و ضمنا مردمان را از آن بترسانند كه در تحت تأثير تبليغات دشمنان قرار گيرند، و فرعون نيز چنين كرد.
«وَ قِيلَ لِلنَّاسِ هَلْ أَنْتُمْ مُجْتَمِعُونَ- و به مردم گفته شد كه آيا دوست دارند كه در اجتماع (جادوگران) حضور داشته باشند.» تعبير در اين جا به صورتى محبتآميز آمده، چه فرعون خطرى را در پيرامون خويش احساس مىكرد و لذا به استمالت و دلجويى از مردم پرداخت.
آرى ... گردنكشان خواستار آنند كه احكام خود را به ميانجيگرى نظر و رأى مردم به جريان بيندازند، تا آنان چنان تصور كنند كه قرار و حكم از طرف خود ايشان به موقع اجرا گذاشته شده است، و چه مايه تأسف است كه هم امروز نيز ملتهاى جاهل در چنين وضعى به سر مىبرند و بدين گونه بازيچه زورمندان و طاغوتان مىشوند.