تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٠١ - شرح آيات
هر خطا كار متحمل خطاهاى خود به اندازه عمل و نيت خويش است، و همراه با بار سنگين خود بارهاى سنگين پيروان خويش را نيز حمل مىكند.
هر گناه و خطا در روز قيامت به حلقه غلى تبديل مىشود كه گردن او را در ميان مىگيرد، پس جنايتكار گمراه كننده چه اندازه غل بايد در روز قيامت با خود حمل كند؟! كسى كه به انسانى ظلم كند، يا حقى از حقوق خدا همچون زكات و خمس را نپردازد، يا زمينى را غصب كند، اين همه به وزنه سنگينى تبديل مىشود كه بايد آن را در پشت خود حمل كند. و طبرسى از رسول خدا (ص) حديثى نقل كرده است كه گفت
«هيچ كسى نيست كه زكات مال خود را نداده باشد مگر اين كه آن زكات به صورت مارى بر گرداگرد گردن او در قيامت پيچيده شده باشد». [١١] سپس پروردگارمان- بار ديگر- داستان نوح و ابراهيم را به ياد ما مىآورد، و اين پرسش به ذهنهاى ما بازمىگردد كه: چرا اين همه تكرار؟ و در جواب مىگوييم كه: حوادثى كه قرآن آنها را جاودانى كرده، داراى منتها درجه اهميت بوده است، پس حادثه طوفان يا خلاصه داستانهاى ابراهيم و ديگر مسلمانان را يك بار مىشنويم و از آن مىگذريم، ولى مىبايستى در قلبهاى ما جايگزين شود و به صورت يك فهم ايمانى ژرف درآيد، و پيوسته سبب پيش رفتن به سوى تكاملى معنوى بوده باشد، و به همين جهت است كه ياد اين حوادث زمانى پس از زمان ديگر تكرار پيدا مىكند،/ ٤٢٧ و عبرتها و نشانهها و حكمتهاى آنها شيره كشى مىشود و در ذهن جايگزين مىماند، و ستمگران لعنت مىشوند تا مايه عبرت باشند، و انبياى بزرگوار مورد اكرام قرار مىگيرند تا پيشوايان و راهنمايان بشريت شوند.
[١٤] «وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا نُوحاً إِلى قَوْمِهِ فَلَبِثَ فِيهِمْ أَلْفَ سَنَةٍ إِلَّا خَمْسِينَ عاماً- و نوح را به رسالت به سوى قوم خودش فرستاديم، پس در ميان آنان
[١١] - بحار الانوار، ج ٧، ص ١٤١، و ما اين جزء را از حديثى مفصل برگرفتيم.