تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٢٨ - دوم، ستمگرى
در آيه (٤٧) از سوره حاضر گفته است: «وَ لَوْ لا أَنْ تُصِيبَهُمْ مُصِيبَةٌ بِما قَدَّمَتْ أَيْدِيهِمْ فَيَقُولُوا رَبَّنا لَوْ لا أَرْسَلْتَ إِلَيْنا رَسُولًا فَنَتَّبِعَ آياتِكَ وَ نَكُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ- و اگر به سبب كارهايى كه انجام مىدادند به ايشان مصيبتى مىرسيد، مىگفتند: پروردگارا! چرا بر ما رسولى نفرستادى تا از آيات تو پيروى كنيم و از مؤمنان بوده باشيم؟». و خداوند رسولى را در ام القرى مبعوث كرد تا بر مردم آن اقامه حجت كرده باشد، و هدف قرآن از كلمه «أمّ» پيش از «القرى» شهرى نيست كه ساكنان بيشتر داشته باشد، بلكه شهرى است كه از آن بانگ دعوت رسالت به ناحيه گستردهترى از زمين برسد.
/ ٣٥٠
دوم، ستمگرى
علاوه بر آن كه سنتهاى الاهى مقتضى از بين رفتن شهر و هلاك مردم آن است، عوامل ويرانى و برافتادن آن را نيز با خود دارد، و طاغوتى كه به ديگران ستم مىكند و حقوق ديگران را مىربايد، اگر هم در معرض عذاب مستقيم خدا از بيمارى و غرق شدن و نظاير اينها قرار نگيرد، از واكنش عمل خود جان سالم به در نخواهد برد.
«وَ ما كُنَّا مُهْلِكِي الْقُرى إِلَّا وَ أَهْلُها ظالِمُونَ- و ما شهرها (و مردم آنها) را هلاك نمىكنيم مگر اين كه اهل آنها از ستمگران بوده باشند.» ظلم و ستمگرى صورت عملى رد كردن رسالتهاى خدا و بلكه محاربه با خداوند متعال است.
بازپسين كلمه: گروهى از مردم چنان تصور مىكنند كه ايمان آوردن به خدا و ملتزم شدن به رسالت او، با همه التزامات مالى يا چالشهاى سياسى و امور مشابه برخاسته از آنها، سبب آن مىشود كه نعمت خدا از تصرف آنان بيرون رود، در صورتى كه سنت زندگى مقتضى عكس آن است، و خدا تكذيب كنندگان رسالت الاهى را هلاك مىكند، و به همين سبب مقتضى آن بوده است كه مردم مكه، با عبرت گرفتن از تاريخ، از عاقبت رد كردن رسالت بترسند و بدانند كه همه