تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٢٦ - شرح آيات
توجه نكردن ايشان/ ٣٤٨ به اين عامل- كه به سبب آن اين دو نعمت بهره آنان شده- همان چيزى است كه آنان را گرفتار مغرور شدن به نعمت و كافر شدن به رسالت كرده، و از سپاسگزارى خدا به ميانجيگرى ايمان آوردن به رسالت و فرمانبردارى از پيشوايى كه خدا آن را بر ايشان واجب ساخته، بازداشته است.
در آيه اشارهاى به اهميت تشريعهاى درست در تأسيس تمدنها وجود دارد، و به اين كه ارزشهاى الاهى سبب دو بركت امنيت و آسايش براى مردم است.
[٥٨] ٢- گاه نعمت براى دارندگان تبديل به نقمت و انتقام و نكبت مىشود، و آن در صورتى است كه خود آن عنوان هدف پيدا كند، در صورت كه بر انسان واجب است كه به سبب نعمتى كه به او بخشيده است سپاسگزار پروردگار خويش باشد، و شكرگزارى اهل مكه در برابر خدا براى دو نعمت امنيت و آسايش مىبايستى در ايمان آوردن به فرستادهاش صورت تحقق پيدا كند، و همين تنها ضامن براى دوام يافتن نعمت و جلوگير از تبديل شدن آن به نقمت است، و به همين گونه تنها ضامن براى بقاى تمدنها پيروى و فرمانبردارى از رسالتها و رسولان الاهى است كه از آشكارترين فوايد آن رسالتها جلوگيرى از آن است كه آدمى با نعمت چندان به حد بطر و طغيان و غرور برسد كه حدود را فراموش كند، و درباره حقوق خود را به تجاهل بزند، و در پيروى از شهوتها به دورترين مرحله برسد.
«وَ كَمْ أَهْلَكْنا مِنْ قَرْيَةٍ بَطِرَتْ مَعِيشَتَها- و چه بسيار شهرهايى را نابود كرديم كه (مردم آن) معيشت و زندگى مرفه خويش را وسيلهاى براى غرور و فخرفروشى قرار داده بودند.» خدا شهرها را تنها به مجرد مرفه بودن مردم آنها ويران نمىكند، و چگونه مىتواند چنين باشد در صورتى كه فراوان بودن وسايل معاش و مرفه بودن زندگى مردم همه از خدا است، و كسانى كه چنان مىپندارند كه دين معارض نعمت است، و در تفسير آيات و رواياتى كه به موضوع زهد ارتباط پيدا مىكند مىگويند كه دين با دنيا يا با سياست و ... نمىتواند جمع شود، در اشتباهند، و سبب از بين رفتن چنان شهرها غرور بىجايى است كه از وفور نعمت براى مردم آن شهرها پديد آمده