تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٢٤ - شرح آيات
دارندگان آن مىخواهند دستاوردهاى خويش را براى خود نگاه دارند، و به همين جهت براى دور كردن خطر از جان خود از چيزهايى چشمپوشى مىكنند، و شايد اهل مكه در چنين مرحلهاى از تمدن زندگى مىكردند. چه بيم آن داشتند كه با قبايل عرب تصادم و برخورد بد پيدا كنند، و به همين سبب از ايمان آوردن به پيغمبر (ص) خوددارى مىكردند تا قدرت و ثروت به دست آورده را از دست ندهند، و قضيهاى كه به تصور ايشان ممكن بود سبب برخاستن اعراب به شورشى عليه ايشان شود، همين ايمان به رسالت تازه بود كه به آن كافر شدند و گفتند: بيم آن داريم كه حالت ايمنى را كه در آن زندگى مىكنيم، با ايمان آوردن از دست بدهيم، و اعراب بر ما بشورند و ما را از روى زمين خودمان بر كنار كنند.
«وَ قالُوا إِنْ نَتَّبِعِ الْهُدى مَعَكَ نُتَخَطَّفْ مِنْ أَرْضِنا- و گفتند: اگر همراه با تو از راه خدا پيروى كنيم، از سرزمين خود ربوده خواهيم شد.» در اين گفته اعترافى از ايشان به اين امر وجود دارد كه سبب كفرشان به رسالت در نقص دليل نيست، بلكه پيروى ايشان از هواى نفس تجسم يافته در مصالح خصوصى ايشان است كه خدا بدين گونه استدلالشان را رد كرد
١- مصدر و منبع اين نعمتها خدا است نه مردم تا بتوانند چنان تصور كنند كه اختلاف پيدا كردن با ايشان به زوال اين نعمت خواهد انجاميد، چه خدا است كه كعبه را جايگاه ايمنى قرار داده، و بر همه مردم و از جمله اعراب- از ناحيه تشريعى دينى- ملتزم بودن به حرمت آن را واجب ساخته است، و گرنه در مكه نمىتوانست در عرف قومى كه شعار ايشان ترس است و پشتوانه آن شمشير، ملتزم بودن به حرمت آن استقرار پيدا كند،/ ٣٤٧ و ناگزير آن را مورد هجوم قرار مىدادند و تمدن پديد آمده در آن را نابود مىكردند.
اگر در آن قانونى وجود مىداشت كه مانع چنين كارى مىشد، آنان را از جنگ بازمىداشت. آنچه مانع ايشان بود، همان قانون الاهى است كه از روزگار ابراهيم (ع) استقرار يافته بود، تا آن حد كه اگر شكارى به حريم كعبه پناه مىبرد، به خاطر احترام كعبه از صيد كردن آن منصرف مىشدند، و شاعرى از ايشان گفته