تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٥ - منطق گردنكشان
محبت به او مىنگريستند؛ و فرعون كه چنين ديد، به همنشينان خويش گفت: آيا تا كنون چنين چيزى ديده بوديد؟!». [٦] [١٧] براى رسالتهاى خدا گواهيهايى در دسترس است، و از اين جمله است چالش در برابر بزرگترين فساد اجتماعى، بدون خلاف و سازشكارى، چنان كه نوح- عليه السلام- به چالش و مبارزه با اختلاف طبقاتى برخاست، و ابراهيم- عليه السلام- در برابر بت پرستى چنين كرد، و همانند او پيامبر ما محمد- صلى اللَّه عليه و آله- به كار برخاست، و لوط به مبارزه با فساد اخلاقى پرداخت، در صورتى كه شعيب به معارضه با فساد اقتصادى قيام كرد، اما موسى- عليه السلام- با نژاد پرستى به نبرد پرداخت و از فرعون خواست تا بنى اسراييل را كه به دست او ضعيف شده بودند از اسارت خود آزاد كند؛ به فرعون گفت
«أَنْ أَرْسِلْ مَعَنا بَنِي إِسْرائِيلَ- كه بنى اسراييل را با ما روانه كن.»
منطق گردنكشان
[١٨] از سياق چنان برمىآيد كه فرعون- همچون ديگر طاغيان- در آن كوشيد تا نعمتهاى خدا را به خود نسبت دهد، و بر موسى بدان سبب منّت گذارد كه با تعليم و تربيت وى و خوراك دادن به او بر وى حق نعمت دارد.
/ ٢٧ «قالَ أَ لَمْ نُرَبِّكَ فِينا وَلِيداً- گفت: آيا در كودكى تو را پيش خود نپرورديم؟» پس چرا بر مقررات و ارزشهاى اجتماعى كه در دامان آن رشد كرده بودى خروج كردى، و اين را به فراموشى سپردى كه از انديشهها و فرهنگ آن تغذيه كرده و بهرهمند شده بودى؟ و شايد از اين آيه بتوانيم استنباط كنيم كه طاغيان و ستمگران چه اندازه بر عامل تربيت در فاسد كردن ضمير مردم متكى بوده و به آن اعتماد داشتهاند، و على رغم اهميت اين عامل رسالتها به چالش و مبارزه با آن
[٦] - نور الثقلين، ح ٤، ص ٤٨.