تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٥٣ - حجاب اول ترس از مرگ
عمل كنندگان است.» [٥٩] «الَّذِينَ صَبَرُوا وَ عَلى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ- كسانى كه بردبارى كردند و بر پروردگارشان توكل داشتند.» ولى رسيدن به اين پاداش رايگان حاصل نمىشود، و بهاى آن صبر داشتن بر سختيها و توكل كردن بر خدا در امور است كه از صفات مؤمنان به شمار مىرود.
صبر به معنى تحمل كردن دشواريها براى رسيدن به آيندهاى برتر و با فضيلتى بيشتر است، و توكل يعنى/ ٤٨٠ استخراج گنجينههاى ذات به خاطر عمل.
[٦٠] «وَ كَأَيِّنْ مِنْ دَابَّةٍ لا تَحْمِلُ رِزْقَهَا اللَّهُ يَرْزُقُها وَ إِيَّاكُمْ وَ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ- و چه بسيار جنبنده است كه رزق خود را حمل نمىكند بلكه خدا او و شما را روزى مىدهد، و او بسيار شنوا و بسيار دانا است.» با چهار آيه گذشته خدا دو حجاب را بر ما آشكار مىسازد كه جلوگيرى از فهم انسان و رسيدن به حقايق مىكند، و آن دو اينها است
حجاب اول: ترس از مرگ
هر زنده در ژرفناى وجود خويش ناگزير بودن پرهيز كردن و بيمناك بودن از مرگ را احساس مىكند، و از ضروريترين انديشههاى زندگى جستجوى راه نجات و تضمين بقا است، ولى گاه اين احساس بيش از حد مبالغه آميز مىشود و به جايى مىرسد كه شخص به صورت بنده دنيا درمىآيد، و در اين صورت خود را به دست خود به هلاكت نمىاندازيم، ولى كدام خوارى از اين بيشتر مايه ناراحتى است كه در عين زنده بودن در حال مرگ به سر مىبريم؟! از مميزات زندگى سرزنده بودن و حيويّت است، و لفظ حيات (زندگى) مشتق از آن است، پس چون حيويت و نشاط را از دست بدهيم، چنان است كه گويى مردهايم و از مردگان محسوب مىشويم، پس زندگى بدون حركت خود نوعى مرگ است و روح ندارد، و انسان از اين راه به رايگان خود را مىكشد، و به همين سبب حذر كردن بيش از حد لازم از مرگ از آشكارترين موانع در برابر فهم زندگى و