تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٦٠
به همان گونه كه اين آيه به بيان حقيقت وجود خدا مىپردازد، از همينه او بر جهان و محافظت آن نيز سخن مىگويد. و مردى به امام صادق (ع) گفت: اى پسر رسول خدا! به من بگو كه خدا چيست؟ زيرا كه مردمان سخت با من به مجادله مىپردازند و مايه سرگردانى من شدهاند، پس امام (ع) به او گفت: اى عبد اللَّه! آيا هرگز سوار بر كشتى شدهاى؟ گفت: آرى، گفت: آيا اتفاق افتاده است كه كشتيت بشكند و كشتى ديگرى براى نجاتت وجود نداشته باشد و از شنا كردن نيز بهرهاى نداشته باشى؟ گفت: آرى، گفت: پس آيا در آن حال بر قلب تو گذشته بوده است كه چيزى از چيزها مىتواند تو را از آن گرفتارى رهايى بخشد؟
گفت: آرى، و آن گاه امام صادق (ع) گفت: همان چيز خداوند قادر بر نجات دادن كسى است كه نجات دهندهاى نداشته باشد، و پناه دهنده كسى كه هيچ پناه دهندهاى ندارد». [٢٣] اگر مىخواهى خدا را بشناسى، بر كشتى هولها و هراسها سوار شو، كه خدا را در آن جاى خواهى شناخت كه مال و فرزندان براى تو سودى ندارد، و در آن هنگام است كه در معرفت خدا به روى تو گشوده مىشود، و آثار رحمت او را مشاهده خواهى كرد.
[٦٦] «لِيَكْفُرُوا بِما آتَيْناهُمْ وَ لِيَتَمَتَّعُوا فَسَوْفَ يَعْلَمُونَ- تا كفر ورزند به آنچه به ايشان دادى، و از آن بهرهمند شوند، پس به زودى خواهند دانست.» خداوند متعال نعمت عقل و فطرت و بصيرت را به انسان ارزانى داشته، ولى انسان عقل خود را ترك مىكند و به جهل خويش رو مىآورد، و بصيرت و بينش را با كورى مبادله مىكند، و به جاى پيروى از فطرت پاك به فرمانبرى شهوتهاى پليد مىپردازد.
بهرهبردارى و كاميابى تنها انگيزشى فورى در اعصاب و شهوتهاى او است،
[٢٣] - بحار الانوار، ج ٢، ص ٤١.