تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٣٠ - ٣ - اعتماد بر نيرومندى مادى
نمىتواند سبب زوال آن شود، و حتى اگر معلوم شود كه عوامل خارجى اثرى فعال دارد، باز هم بايد به جستجوى آن برآييم كه سبب سستى و زوال را در عوامل درونى از نظر دور مانده آن جستجو كنيم؛ و در آيات از انگيزههاى آميخته به خطايى كه از يك جامعه به جامعه ديگر متغير است بحث مىشود، ولى در نتيجه ظاهرا سه عامل بيشتر جلب توجه مىكند.
١- فرهنگ دوران جاهليت
كه در آن انحراف فرهنگ نقشى آشكار در دست جلوه دادن خطاهاى انسان ايفا مىكند، و از همين طريق مصونيت بر ضد خطا كارى را از دست مىدهد، و با انبوهى و تراكم عوامل منفى در معرض نابودى قرار مىگيرد، و سپس فرهنگ باطل ارزشها را دگرگون مىسازد، و مسير صعودى تمدن به سرازيرى مىافتد، و سرانجام فرهنگ تباه شده سبب پريشانى ديد مىشود و بشر ايستار خطا آميز به خود مىگيرد، و از آن روى كه فرهنگ همچون شالوده زيرين هر هستى و حيثيت است، چون اين شالوده متزلزل شود خود بنا هر چه زودتر خرد خواهد ريخت.
٢- منحرف شدن از راه
انحراف كار مايههاى امت و فرد را از هدفهاى اساسى آنها دور مىكند، و همچون شخص دور افتاده از جاده هر چه پيشتر و سريعتر رود از راه اساسى و مستقيم دورتر مىشود، و چون آدمى از طريقى كه خدا آن را مىپسندد دور شود، به پايان خود نزديكتر خواهد شد، خواه فرد باشد يا مجموعهاى از افراد.
٣- اعتماد بر نيرومندى مادى
فرهنگ جاهليتى انسان، و انحراف او از راه سبب آن مىشود كه از قدرت خدا غافل شود يا خود را نسبت به آن به تجاهل زند، و هر چه بيشتر به حسابهاى مادى محض اعتماد كند، خواه خود مالك آن بوده باشد يا در چنين محيطى زندگى كند،