تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٣٥ - شرح آيات
دوم: بيزارى از مشركان
«تَبَرَّأْنا إِلَيْكَ ما كانُوا إِيَّانا يَعْبُدُونَ- ما به سوى تو آمديم و از آنان بيزارى جستيم و ما را نمىپرستيدند.» شايد معنى آن باشد كه: آنان در نهانخانه جانهاشان مىدانستند كه ما خدايان نيستيم، و/ ٣٥٨ براى شهوتها و هواهاى نفسانى خويش به پرستش ما برمىخاستند. و هنگامى كه قرآن اين منظره از قيامت را براى ما تصوير مىكند، منظور آن است كه و جدان انسان را براى پيروى نكردن از خدايان باطل و از طاغوتان و نيروهاى اجتماعى گوناگون برانگيزد. زيرا چگونه ممكن است شخص پيرو شخص يا انديشهاى باشد كه در هنگام گرفتارى از او بيزارى مىجويد؟! [٦٤] سپس قرآن پيروان آنان يعنى مشركان به خدا را طرف خطاب قرار مىدهد
«وَ قِيلَ ادْعُوا شُرَكاءَكُمْ- و گفته شد كه: شركاى خود را بخوانيد.» تا شما را از عذاب برهانند.
«فَدَعَوْهُمْ فَلَمْ يَسْتَجِيبُوا لَهُمْ- پس آنان را خواندند و كسى اين دعوت آنان را اجابت نكرد.» وَ رَأَوُا الْعَذابَ لَوْ أَنَّهُمْ كانُوا يَهْتَدُونَ.
و اين آيه احتمال دو معنى دارد
١- اين كه مشركان در هنگام ديدن عذاب در جان خود آرزوى آن مىكنند كه كاش در دنيا از رهيافتگان مىبودند.
٢- مشركان اين نتيجه را، اگر در دنيا از هدايت پيروى مىكردند، مىديدند و اكنون گرفتار آن نمىشدند، بدان جهت كه هر كس از راهنمايى رسالت پيروى كند، نتايج شرك را كه عذاب است اكتشاف خواهد كرد.
[٦٥] محاكمه مشركان كه به اطاعت بزرگان و متنعمان خود، بدون آن كه خدا اجازه آن را داده باشد گردن نهادند، جريان پيدا مىكند، و از ايشان پرسيده مىشود كه در برابر فرستادگان خدا و جانشينان شرعى ايشان كه رهبرى حق با آنان