تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٩٤ - فأت بآية
/ ١٠٢ [١٥٣] «قالُوا إِنَّما أَنْتَ مِنَ الْمُسَحَّرِينَ- گفتند كه: هر آينه تو از جادوشدگانى.» ظاهرا در اين سخن بايد اتهام سبكى به ديوانگى وجود داشته باشد.
فأت بآية
[١٥٤] «ما أَنْتَ إِلَّا بَشَرٌ مِثْلُنا- تو نيستى جز بشرى همچون ما.» و درست است كه رسول خدا بشرى همچون ايشان است، ولى به او از جانب خدا وحى مىرسد، و آنان- همچون فرعون و كافران قريش- چنان تصور مىكردند كه رسول مىبايستى تمايزى ظاهرى نسبت به ايشان داشته باشد و، مثلا، فرشتگانى با او همراه باشند يا جامه زرين بپوشد يا مالك گنجينهها باشد، يا اين كه لازم است رسولان از جنسى جز بشر بوده باشند، در صورتى كه خدا فرستادگان خود را براى مردم از جنس خودشان برگزيده است تا آزادانه به او ايمان آورند، و اين ايمان با علم و يقين كامل همراه باشد، و اگر خدا آنان را مطابق خواسته ايشان مىفرستاد، اختيار و آزادى پذيرفتن رسالت از افراد بشر سلب مىشد.
«فَأْتِ بِآيَةٍ إِنْ كُنْتَ مِنَ الصَّادِقِينَ- پس اگر راست مىگويى نشانه و آيتى بياور.» بعضى از مردم به محض ديدن گواهيهاى رسالت به آن ايمان مىآورند، از جمله اين كه بدان سبب ايمان مىآورند كه فرستادگان پيشين از آمدن اين پيغمبر خبر داده بودهاند، در صورتى كه بعضى ديگر با ملاحظه صفات رسالت به آن روى مىآورند، و كسانى ديگر جز با مشاهده معجزه ايمان نمىآورند، و چنان به نظر مىرسد كه قوم ثمود رسول خود را مىشناختند، ولى فاقد وثوق و اعتماد داشتن به او بودند، و نيازمند دليلى آشكار براى قبول راستى و درستى گفتار او.
[١٥٥] «قالَ هذِهِ ناقَةٌ لَها شِرْبٌ وَ لَكُمْ شِرْبُ يَوْمٍ مَعْلُومٍ- گفت: اين شتر است، روزى معين آب مخصوص او است، و روزى ديگر مخصوص شما.» صالح معجزه ماده شتر و نتاجش را براى ايشان آورد و مقرر داشت كه آب